تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
حقيقى و مجازى به كار رفته است ، و امّا مجازى بدان سبب كه مؤمنان در روز قيامت آرزوى پاداش و كرامت از پروردگار خويش دارند و آرزومندى خود را از همه جز از او قطع مىكنند ، و . . . و . . . و اما حقيقى بدين معنى كه به پروردگار خويش با بصيرتها و بينشهاى خود نظر مىكنند نه با بصرها و چشمها ، و اين بينايى از طريق آيات و نور او صورت پذير مىشود كه بر اثر اكرام خداوند متعال نسبت به بندگان پرهيزگار خود تجلى پيدا مىكند . اما نظر به ذات خدا غير ممكن است ، و چنين گفتارى مستلزم فرض كردن جسدى براى خدا است ، و اين از فرهنگهاى مشركانه‌اى است كه همراه با فرهنگهاى وارداتى از جز جهان اسلام به بعضى از مسلمانان سرايت كرده است . چگونه نظر كردن به خدا روا است در صورتى كه چشم نمىتواند همه آيات او را به تمامى احساس كند ؟ آيا هيچ در آن انديشه كرده‌اى كه از نزديك به خورشيد نگاه كنى ؟ آيا چشمت نخواهد سوخت ؟ آيا هيچ شده است كه چند لحظه‌اى به خورشيد بنگرى ؟ و خورشيد ، در مقايسه با نورانيت قدس پروردگار ، آيتى كوچك و متناهى در كوچكى است ! خدا بر كوه تجلّى كرد و كوه فرو ريخت و به صورت زمين هموار درآمد ، پس چگونه ممكن است كه اين بشر ضعيف تاب تحمل تجليات پروردگار را جز به آن اندازه كه / 155 خداى سبحانه و تعالى بخواهد داشته باشد ؟ در حديث از صفوان بن احمد آمده است كه گفت : با ابو عبد اللَّه ( امام صادق - عليه السلام - ) درباره آنچه از ديدن ( ذات خداى عزّ و جلّ ) روايت شده است سخن مىگفتم ، پس گفت : « خورشيد يك جزء از هفتاد جزء از نور كرسى است ، و كرسى يك جزء از هفتاد جزء نور عرش ، و عرش يك جزء از هفتاد جزء نور حجاب ، و حجاب يك جزء از هفتاد جزء نور سرّ ، پس اگر راست مىگويند چشمان خويش را از نور خورشيدى پر كنند كه ابرى آن را نپوشانده باشد ! ! » . « 45 »
هامش
( 45 ) - بحار الانوار ، ج 4 ، ص 44 .