تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
راههاى بيان قرآن است ، زيرا كه با فطرت و و جدان و عقل انسان و عرف عام در نزد عقلا مطابقت دارد . سبب ديگرى براى بيان قرآن نيز وجود دارد : و آن اين كه پاره‌اى از قرآن پاره ديگر آن را تفسير مىكند ، چنان كه كلمه‌اى / 152 در سياق قرآن نيست مگر اين كه همان سياق پيش يا پس از آن به بيان مصاديق و مثالهاى تاريخى آن پرداخته و شواهد واقعى آن را نقل كرده ، و مردمان را از حيرتزدگى درباره آن بيرون آورده است ، و آشكارترين مثال براى اين امر سورة الاخلاص است كه هر كلمه در آن تفسيرى براى كلمه پيش از آن محسوب مىشود ، چنان كه تفسير
قُلْ
پس از آن گفته او :
هُوَ اللَّهُ
است ، و تأويل
هُوَ »
:
اللَّهُ
و تفسير صمد اين كه زاده نشده و فرزند ندارد ، و نيز آن كه مجملهاى موجود در يك سوره را مفصلهاى سوره‌اى ديگر توضيح مىدهد ، و بدين گونه است كه خدا قرآن را آماده براى ذكر و يادآورى به صورتهاى گوناگون ساخته است . [ 20 - 25 ] ولى آيا آدمى به اين بيان قانع مىشود و نفس او به حجتها الزام پيدا مىكند ؟
كَلَّا
- هرگز » چرا كه مىخواهد آنچه را كه در پيش دارد دروغ شمارد :
لِيَفْجُرَ أَمامَهُ
و به همين سبب است كه از هواى نفس خود پيروى مىكند ، و از عقلى كه رفتار و كردار او را محدود مىسازد فرمان نمىبرد ، و كسى كه پيرو هواى نفس است به هيچ حدّ و اندازه و ارزشى پايبند نمىماند . و عنوان پيروى هواى نفس دوستى دنيا است كه ترك آخرت نتيجه‌اى از آن است .
بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ
بلكه زودگذر ( دنيا ) را دوست مىداريد * و ديررس ( آخرت ) را رها مىكنيد ، » و اين ريشه هر گناه در نزد انسان است ، چنان كه رسول اللَّه ( ص ) در حديث مشهور خود از آن ياد كرده است : « دوستى دنيا سر هر گناه و خطا است » . و خدا گفته است « العاجلة » و نگفته است ( دنيا ) زيرا كه مىخواسته است از صفتى