آيه قرآن در اين خصوص به نيرو سخن مىگويد :
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
- پس شفاعت شفاعتكنندگان براى ايشان سودى ندارد ، » چرا كه هيچ كس از ايشان شفاعت نمىكند ، و بر فرض اين كه كسى به شفاعت برخيزد ، از آن سودى براى آنان حاصل نمىشود ، و چگونه ممكن است چنين شود در صورتى كه اولياى خدا جز براى كسى كه خداوند توانا از او خرسند باشد شفاعت نمىكنند . و قرآن از آن روى به اين شكل تعبير كرده است كه تصورات نادرست و آميخته به آرزوهاى ايشان را از بن ويران كند ، و براى بيان اين مطلب نيست كه كسى براى شفاعت از مجرمان و گناهكاران قدم پيش مىگذارد .
آرى شفاعت يك حقيقت واقعى است ، ولى براى كسى سودمند است كه مسير كلى او مسيرى درست بوده باشد و در نتيجه بدكاريهاى كنارى و فرعى او فرو ريزد ، و مسير عمومى انسان جز با رو كردن به رسالت خدا و پيروى از فرستادگان و اولياى او سالم نمىشود ، و به همين جهت است كه خدا دورى جستن كافران / 115 و مشركان را از يادآورى او در وقتى كه چنين آرزويى دارند مستنكر و زشت و غير قابل قبول مىشمارد .
فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
- آنان را چه شده است كه از اين پند و يادآورى رويگردان شدهاند ؟ . » مقاتل گفت : اعراض و دورى جستن از قرآن از دو راه صورت مىگيرد :
يكى از آنها انكار است و ديگرى عمل نكردن به آنچه در آن آمده است ، « 122 » با آن كه يادآورى شده است كه اين كتاب و يادآوريهاى آن ، به تعبير قرآن ، براى نجات ايشان آمده است نه عليه ايشان ، پس شايسته است كه قرآن ايستار آنان را در برابر احسان خدا نسبت به ايشان با فرستادن رسول ناپسند شمارد و آنان را به خر همانند كند تا واقعيت ايشان را نشان داده باشد و از قدر و ارجشان بكاهد .
هامش
( 122 ) - الجامع لاحكام القرآن ، قرطبى ، ج 19 ، ص 88 .