تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ * فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
- تو گويى كه آنان خرانى ترسيده ورم كرده‌اند كه از شير گريخته باشند . » استنفار از نفور به معنى بيزارى آميخته به احساس ترس و خطر است ، و اين كلمه به عنوان يك اصطلاح وارد دانش نظامى شده است ، و استنفر الجيش يعنى سپاهيان را براى حمله كردن به دشمن بسيج كرد ، و در المنجد آمده است : المستنفر به معنى گريزان و ترسيده است ، « 123 » و آمدن كلمه بر وزن مستفعل از آن حكايت مىكند كه دورى كنندگان از يادآورى و پند قرآن بر اعراض و گريز از حق يكديگر مىافزايند ، به همان گونه كه رميدن و گريختن يك خر وحشى در گله از شير سبب ترسيدن و رميدن ديگر خران مىشود . و قسوره نام شير است در آن حال كه بر شكار خود خيال جهيدن دارد ، و از قسر به معنى قهر و غلبه مشتق شده است ، يعنى درندگان را مقهور خود مىسازد ، و خرهاى وحشى به سخت‌ترين شكل از درندگان مىترسند و مىگريزند ، « 124 » و تيرانداز و شكارچى را از آن روى قسوره مىگويند كه با تير و كمان خود شكار را صيد و مقهور خود مىكند ، و اعراب هر مرد نيرومند و سخت را قسوره مىگويند ، بدان سبب كه با همانندان خود زورآزمايى مىكند و ديگران از او مىترسند ، و اين تشبيه تصويرى بسيار جالبى است . شايد خواننده‌اى بپرسد : به چه سبب افراد بشر از تذكره و يادآورى و پندپذيرى مىگريزند ؟ كه جواب آن چنين است : و جدان / 116 و عقل آدمى كفر و عصيان او را طرد مىكند ، و مجرم و گناهكار پيوسته با آنها در مبارزه و جدال است ، ولى عزم بر آن جزم كرده است كه در راه شهوتهاى خود پيش رود ، پس از پند و راهنمايى مىگريزد و جانب عقل و و جدان را فرو مىگذارد ، زيرا كه رسالت لگام توسن هوا و هوس را سخت مىكشد ، و با اوامر و نواهى تصرفات نفس را محدود مىسازد ، و او را مسئول كامل در هر بعد از ابعاد زندگى فردى و اجتماعى قرار مىدهد .
هامش
( 123 ) - المنجد در ماده نفر . ( 124 ) - الجامع لاحكام القرآن ، قرطبى ، ج 19 ، ص 89 .