زندگى خود آن را خوب بفهمد و به آن عمل كند ، چه اين روح مسئوليت و انگيزه حقيقى براى پذيرفتن و تحمل كردن آن است . پس در آن هنگام كه كسى مؤمن به ارتباط موجود ميان واقعيت و تلاش و آينده خويش باشد ، همه مسئوليت را مىپذيرد .
و از اين آيه كريمه به بينشهاى آينده هدايت مىشويم :
الف : انديشه جبر انديشهاى نادرست است ، بدان جهت كه خداوند سبحانه و تعالى سرنوشت آدمى را به دست خود او سپرده و نخواسته است سرنوشتها را بر افراد بشر تحميل كند ، بلكه آنان خود آن كساناند كه با تلاش نادرست خويش همچون تبهكاران خويشتن را گرفتار آتش دوزخ مىكنند ، يا اين كه بندهاى اسارت خويش را مىگسلند و با كارهاى خوب خود همچون اصحاب اليمين روانه بهشت مىشوند ، و اين از آشكارترين مظاهر عدالت و حكمت الاهى است . امام صادق ( ع ) گفته است : « جانت را از آنچه به آن زيان مىرساند ، پيش از آن كه تو را ترك كند ، بازدار ، و در اين بكوش كه آن را آزاد كنى به همان گونه كه براى زندگى خود تلاش مىكنى ، كه نفس و جان تو در گرو عمل تو است » . « 106 » ب : اين قاعده براى هر كس بدون استثنا و تمايز ميان سفيد و سياه ، يا مرد و زن ، يا عربى و عجمى جارى است ، پس هيچ ارزشى برتر از عمل صالح نيست .
خدا براى بندگان خويش چنين خواسته ، و اين بدان معنى است كه همه فلسفههاى تنگ نظرانه نژادى و قومى و . . . و . . . مردود است .
ج : بيشتر گرفتاريها و بندهايى كه نفس را اسير خود مىسازد ، نتيجهاى از تلاش خود آن و كوششى است كه براى فراهم آوردن آنها انجام داده است ، چنان كه خداى سبحانه و تعالى گفته است :
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
. « 107 » پس از آن جهت مزه حوادث را مىچشيم كه آگاهى ما به امور / 107 و قوانين زندگى و فهمى كه درباره آنها داريم ، ضعيف و اندك است ، و بيماريها
هامش
( 106 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 458 .
( 107 ) - الشورى / 30 .