يا 2 ) جامعه و كليت افراد ، و چه جامع و جامعيت و به تعبير خواجه نصير ، هيأت جماعت و جمعى « 1 » يا 3 ) هيچ كدام كه از بحث خارج است يا 4 ) هركدام كه در آن صورت چگونه ؟ خود اينها از مباحث اصلى اصالت فرد ، جمع و جامعه كه از مباث اساسى و زير بنايى فلسفه عمومى انسانى ، اجتماعى و سياسى و نيز در همين راستا فلسفه فقه و حقوق بوده و همچنان مىباشد ، لكن بههرحال گستره جمع و جامعه و بر اين اساس و در اين قلمرو ، عرصه كارآيى ملت ، شريعت ، دين و سياست و فقه سياسى در تعبير منطقى فارابى و در يك مشى تحليلى ( تجربهاى - تركيبى ) و با روش جزء به كل به تقسيم و به ترتيب ذيل بوده است .
الجمع ربّما كان « عشيرة » و ربّما كان « مدينة » او « صعقا » و ربّما كان « أمة عظيمة » و ربّما كان « أمما كثيرة » « 2 » ؛ جمع و جامع :
1 - گاه در حد « عشيرة » قبيله ، طايفه ، قوم و گروه اجتماعى بوده .
2 - گاهى در حد « مدينه » شهر و شهرستان .
3 - گاه در حد « منطقه » ، ( استان ، مملكت و ملت ) .
4 - گاهى در حد « ملت اعظم » ( و بزرگى چون امت و جهان اسلام و بين الملل اسلامى ) .
هامش
( 1 ) - ر . ك . خواجه نصير الدين ، اخلاق ناصرى ، تهران : انتشارات خوارزمى ، 1364 ، ص 208 .
( 2 ) - همان ، ص 43 .