تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
نيازمند « صناعت فقه » هستيم ، فقه ، صناعتى است كه انسان مىتواند به كمك آن و با استفاده از احكام موضوعه و مصرحه و اصول كلى به استخراج و استنباط حكم آنچه واضع شريعت آن را بيان نكرده است بپردازد ، چنين انسانى كه اهل استنباط باشد و از فضايل دين نيز برخوردار باشد « فقيه » است « 1 » ، اين مهم در عين حال بين جايگاه و احيانا پايگاه فقه در علم مدنى و سياسى و در كليت نظام علمى و عينى ، موجوديت و حيات سياسى جامعه انسانى و مدنى است ، از نظر امثال فارابى ، خواجه و ملاصدرا ، شريعت ، نظام فقهى و قانونى و حدود احكام فقهى ، اساس ، بنياد و لازمه هستى ، روابط و نظام جمعى و جامعه مدنى است اعم از : 1 - وجود و ايجاد 2 - بقا و دوام 3 - تكامل و تعالى عمومى و حتى فردى مىباشد ، كما اين‌كه حتى در رساله « زيتون الكبير » تصريح و تأكيد مىكند كه شرع ، بقاء نظام كلى فى العالم است « 2 » تا چه رسد به آثارى همچون سياست مدنيه و آراى اهل مدنيه و به ويژه كتاب المله ، بنابراين از ديدگاه فارابى ، دين ، شريعت ، ملت ، همان مكتب و آئين سياسى متشكل از منظومه آرا و افعالى است كه يك ملت ( جامعه سياسى ) آنها را به منظور همگرايى ، هماهنگى ، همكارى و از اين فراتر به منظور همفكرى ، همدلى و
هامش
( 1 ) - عليرضا صدرا ، پيشين ، ص 38 . ( 2 ) - ابو نصر محمد فارابى ، زيتون الكبير ، تهران : ؟ ، ؟ ، ص 8 .