عالىترين مرتبه سياست را به خود اختصاص مىدهند ، سياست انبياء با چنين جايگاه ويژهاى ، شامل تمامى انسانها ، اعمّ از خواص و عوام مىشود و ظاهر و باطن آنها را در برمىگيرد .
2 ) سياست خلفاء ، سلاطين و ملوك : اين عده به جهت قدرت ظاهرى كه دارند ، تنها بر ظاهر انسانها ، اعم از خواص و عوام ، حكم مىرانند ، فقها نيز همدوش خلفاء نيز همدوش خلفاء و اميران اصلاح جوارح و ظوارح را برعهده دارند .
3 ) سياست علماء ، عالم در نزد غزالى نقش بسيار برجسته و حياتى را برعهده دارد و اصلاح و يا فساد آنان تأثيرات مستقيم و اساسى در فساد و اصلاح جامعه و يا حكام دارد ، اين علماء كه ورثه الانبياء محسوب مىشوند ، مىتوانند به اصلاح و بواطن انسانهاى محدودى همّت گمارند .
4 ) سياست واعظان ، واعظان كسانى هستند كه تنها قادر بر اعمال سياست بر بواطن عوام مىباشند ، واعظ ، مجتهد و يا عالم آخرت نيست او كسى است كه براساس بديهيات اعتقادى و سنتهاى اخلاقى ، به اصلاح نفوس عوام اهتمام دارد ، بايد اذعان داشت كه از نظر غزالى ، شرايط عينى جامعه و سير وقايع به گونهاى صورت بسته كه سياست انبياء به گونهاى نازلتر ، در ميان حكام ، علماء و وعّاظ تقسيم شده است و هريك از اين سه گروه بخشى از سياست انبياء را
انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: محمد مهدى امامى
ص٤٦