مسئوليت او در برابر خدا « 1 » .
در نتيجه مىتوان سياست را در لغت « 2 » به شايستگى رسانيدن مردم با ارشاد آنها به راهى نجات بخش در دنيا و آخرت و برپاداشتن هر چيزى به نحوى كه به آن شايستگى داده شود قلمداد نمود و در اصطلاح سياست به معناى شيوه تدبيرى است كه براى اداره امور جامعه به كار گرفته مىشود ، گاهى در كنار سياست واژه « مدن » آورده مىشود و گفته مىشود « سياست مدن » و آن را چنين تعريف كردهاند « 3 » .
« معرفت كيفيت تدبير قوانين كه مقتضى مصلحت عمومى است از آن جهت كه يبر تعاون متوجه باشند و كمال حقيقى ، اين علم را حكمت مدنى نيز خوانند . . . و چون دواعى افعال مردمان مختلف است و توجه حركات ايشان به عنايت متنوع . . . پس بالضرورة تدبيرى بايد كرد كه هريك را به جاى خود نگاه دارد و به آنچه استحقاق داشته باشد قانع گرداند و دست هريك را از تعدّى و تصرف در حقوق ديگران كوتاه كند و به شغلى كه متكفل آن بوده مشغول گرداند
هامش
( 1 ) - امام خمينى قدّس سرّه ، رساله نوين ، ترجمه عبد الكريم بىآزار شيرازى ، تهران : مؤسسه انجام كتاب ، 1361 ، ص 47 .
( 2 ) - ابن منظور ، پيشين ؛ لوئيس ، پيشين ، واژه « سوس » .
( 3 ) - همان .