و اين تدبير را سياست خوانند ، حكومت در اصطلاح تسلّط بر جامعه و به دستگيرى امور آن است به منظور اجراى امورى كه جنبه عمومى دارد « 1 » . »
به نظر مىآيد تفاوتى در معناى لغوى و اصطلاحى سياست نيست . به ويژه معناى دوم سياست كه برپا داشته هرچيز است به نحو شايسته آن ، پس سياست در لغت و اصطلاح ، تدبير نيازهاى افراد جامعه به نحو شايسته و نيز تدبير و تنظيم روابط درونى و برونى ملت به بهترين شيوه است .
3 - فقه سياسى از ديدگاه انديشمندان اسلامى « 2 »
فقه سياسى دانشواژهاى است مركب از دو واژه ، يكى فقه و ديگر سياست ، و اصطلاح به معناى فقهى است كه عهدهدار سياست و تدبير امور جامعه اسلامى است ، بخشى از فقه است كه روابط درون امتى و برون امتى جامعه اسامى را تنظيم مىكند ، اما از نگاهى ديگر ، از دو واژه تركيب يافته است : فقه و سياست ، كه هر واژه معناى خاصى دارد . به طور كلى فقه سياسى داراى دو كاربرد است « 3 » :
هامش
( 1 ) - محمد جعفرى هرندى ، فقها و حكومت ، تهران : انتشارات روزبه ، 1379 ، ص 13 .
( 2 ) - ر . ك . به نور الدين شيريعتمدارى ، پيشين .
( 3 ) - همان ، شماره 13 و 14 .