اجتماعى محسوب كند ، اختيارات فقيهان را فراتر از امور اجتماعى و اشخاص قرار داده و روحانيت را به عنوان كسانى كه ناجى مردم هستند و خير و صلاح مملكت را تشخيص مىدهند ، معرفى نموده و چنين اظهار مىدارند :
« . . . اما مردم ايران و مسلمانان جهان آگاه و هوشيارند و به اين استقامت و وحدت جامعه روحانيت بسيار اهميت مىدهند ، همه فههيدهاند كه روحانيت غير از خير و صلاح مملكت و نجات ضعفا هدف ديگرى ندارند و به موقع وظايف خود را انجام مىدهد ، اقدامات علماء احساسات اسلامى را بيدار كرده است . . . « 1 » »
آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در مباحث ولايت فقها كه به آنها اشاره خواهيم كرد دو مطلب را مورد توجه قرار مىدهند :
1 - اجراى احكامى كه مربوط به امور اجتماعى و سياسى مردم است ، حق فقيه جامع الشرايط مىباشد و هر خردمندى آن را تصديق مىكند و غير از حكومت الهى همه حكومتها بر خلاف مصالح مردم هستند .
2 - بعد از آنكه ولايت فقيه جامع الشرايط را با استفاده از ادله عقلى و نقلى ثابت مىكنند .
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 114 .