فراتر نرفته بود ، ايشان توانستند با دخالت در مسائل امنيت ، بهداشت و آموزش عمومى محدوده امور اجتماعى ، را گسترش دهند و نسبت به وضعيت حاكم در ايران زمان پهلوى اعتراض كنند .
« . . . چرا زنها و جوانان را به فحشا و منكرات سوق مىدهند ؟ چرا عادات و سنن اسلامى و عفّت و اخلاق فاضله را زيرپا مىگذارند ؟ اين كارها با اصلاحات و بهتر كردن وضع زندگى مردم و پيشرفتهاى اقتصادى و صنعتى و فلاحتى چه ارتباط دارد ؟ كدام مملكت با شيوع فحشا و منكر ترقى كرده است . . . افكار و اذهان جوانان را به جاى متوجه ساختن به علم و صنعت با اين مناظر منحرف مىنمايند . . . با اين وضع هر روز دامنه فساد و فقر عمومى توسعه مىبابد . . . « 1 » »
ايشان با بيان مطالب ياد شده مستقيما وارد مسائل سياسى و حكومتى ، حقوقى و فرهنگى كشور شده و با توسعه اختيارات عالمان دينى از امور اجتماعى به امور حكومتى متعرض دولت پهلوى مىشوند ، وى امور اجتماعى را همواره در دست فقيهان عادل به عنوان ولايت با قدر متيقن جواز تصرف در امور اشخاص باقى نگذاشته و نهادهاى ديگر مثل دولت را توانست تجلى توسعه امور
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 115 .