بپردازيم در مقدمه به طور مختصر مطالبى را درباره انديشه سياسى بيان مىكنيم .
« انديشه سياسى » عبارت است از كوشش براى تبيين اهدافى كه به اندازه معقولى احتمال تحقق دارد و نيز تعيين ابزارهايى كه در حد معقول مىتوان انتظار داشت ، موجب دستيابى به آن اهداف بشود « 1 » ، براى تكميل اين تعريف دكتر حسين بشيريه چنين مىنويسد :
« انديشمند سياسى كسى نيست كه صرفا داراى مجموعهاى از آراء و اهداف باشد و ابزارهاى رسيدن به آن هدفها را بدست دهد ، بلكه بايد بتواند درباره آراء و عقايد خود به شيوهاى عقلانى و منطقى استدلال كند ، تا حدى كه انديشههاى او ديگر صرفا آراء و ترجيحات شخصى به شمار نرد » « 2 »
با توجه به اين كه بسيارى از متفكران و انديشمندان با اعمال سياسى و رفتار خويش ، موجب پديدارى انديشهها شدهاند ، لذا مناسبتترين تعريف براى انديشه سياسى را دكتر حاتم قادرى در كتاب انديشه سياسى غزالى چنين آوردهاند :
« منظور از انديشه سياسى هم عطف به منظومهاى فلسفى است كه كليّت و شموليّت تفكراتى را داشته باشد
هامش
( 1 ) - حسين بشيريه ، تاريخ انديشههاى سياسى قرن بيستم ، تهران : نشر نى ، 1376 ، ص 16 .
( 2 ) - حسين بشريه ، پيشين ، صص 17 - 16 .