زنندهترين حركت آنان شكستن حريم مرجعيت و حملهى مستقيم به سوى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه بود ؛ البته ايشان آمادگى داشتند و چنين خطرى را پيشبينى مىكردند ، زيرا قبل از ورود به مدرسهى فيضيه به ايشان گفته مىشود كه صلاح نيست به مدرسه برويد ، در جواب مىفرمايند : ما مردم دعوت كردهايم ، نمىشود كه نرويم ، بايد خودمان هم برويم . . . » « 1 »
آيت الله گلپايگانى خود چنين مىگويند :
« وقتى از بازارچهى گذر خان وارد ميدان آستانه شدم ، ديدم از آنجا تا مدرسهى فيضيه وسايل نقليهى مأمورين صف كشيدهاند و ميدان پر از مأموران بود . ميدان آستانه وضع غير عادى داشت ؛ به من سفارش كردند به فيضيه نروم ، ولى گفتم مىروم هرطور شد ، بشود . . . « 2 » »
ايشان دربارهى فاجعهى فيضيه چنين مىفرمايند :
« . . . سپس حادثهى فجيعهى مدرسهى فيضيه كه در مجلسى كه از جانب حقير به منظور عزادارى تشكيل شده بود ، پيش آمد و خود به چشم ديدم كه مأموران جنايتكار بىجهت به طلاب ، علما و مسلمانان بىدفاع كه از نقاط مختلف آمده بودند حمله برده و آن اعمال وحشيانه را مرتكب شدند . . . و حقيقتا افكار را به وجود يك توطئهى خطرناك براى اضمحلال اسلام و استقلال و موجوديت كشور و حكومت شيعه مشغول كردند . . . » « 3 »
فاجعهى فيضيه و جنايت رژيم پهلوى از چنان شدّتى برخوردار بود كه وقتى خبر آن به امام خمينى قدّس سرّه رسيد ، ايشان بلا فاصله تصميم گرفت به مدرسهى فيضيه حركت كند . روحانيون و مردم حاضر در منزل كه از احتمال گزند رسيدن به ايشان نگران بودند ، مانع خروج امام خمينى قدّس سرّه از منزل شدند ؛ از طرفى به خاطر شدّت جنايت ، برخى از مردم مىگفتند : آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه را كشتند ؛ زيرا حجرهاى كه ايشان در آنجا بودند ، چندينبار مورد هجوم قرار گرفت . مردم و طلاب حاضر در صحنه براى حفظ جان
هامش
( 1 ) . ر . ك : على كريمى جهرمى ، پيشين ، صص 79 - 81
( 2 ) . همان ، ص 82
( 3 ) . همان ، ص 84