ايشان در داخل و جلوى حجره به وسيلهى جنايتكاران رژيم پهلوى با چوب ، چماق ، چاقو و اسلحهى گرم شهيد شدند . آقاى علوى داماد ايشان از ، جلوى چشمش از حجره بيرون كشيده ، شديدا مجروح مىكردند . « 1 » آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در پاسخ به نامهى يكى از علما دربارهى فاجعهى مدرسهى فيضيه مىنويسد :
« صحنهى مدرسه [ فيضيه ] و فجايعى را كه به چشم خود ديدم هرگز فراموش نمىكنم . من در آن روز از جنايت و خيانت حملهكنندگان به مردم و علما و شخص خودم چيزهايى ديدم . از مقاصد شوم و خطرناك دشمنان اسلام فهميدم و بر جهل و ظلم كارگردانان آن فاجعه تأسفها خوردم . آن روز در تاريخ شيعه و ايران فراموش نمىشود . خدا گواه است راضى بودم مرا به قتل برسانند . . . ثمرهى اين حوادث ، محبوبيت روحانيت و خشم و تنفر عموم از موجدين اين حوادث و محكوميت سياستهاى اجانب و اقليتهاى كثيف شد . . . به اين وسيله يك بار ديگر هيأت حاكمه را نصيحت كنم و تذكر دهم كه مصادر امور حق ندارند به عقايد ملت ايران بىاعتنايى كنند ؛ حق ندارند در قانونگذارى دخالت كنند . چرا به عنوان اصلاحات و مبارزه با كمونيزم و آزادى زن ، مبارزه با اسلام شروع شد ؟ . . . كيست كه نداند هجوم به مدرسهى فيضيه و قتل و جرح طلاب و هرگونه توهين به آنها محاربه با اسلام و با حضرت ولى عصر ( عج ) است . من به مصادر امور نصيحت مىكنم اين وضع به صلاح مملكت نيست . . . » « 2 »
بعد از حوادثى كه از طرف رژيم رخ داد آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه نسبت به حوزهى علميه و استقلال كشور اسلامى ايران اهميت و اهتمامى خاص نشان داد . درجواب تلگراف آقاى حكيم قدّس سرّه كه خواسته بودند جهت تبادل افكار و تعيين تكليف به نجف بروند ، مىنويسند :
« هجرت علما باعث اضطراب عموم و متعقب عواقب وخيم است ؛ موجب انحلال حوزههاى علميه خصوصا حوزهى علميهى قم است كه در بقاى وضع
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 85 ، با اندكى تصرف
( 2 ) . مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، صص 114 - 116 و نيز ر . ك : اسناد مربوط به حادثهى فيضيه