تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
ناگهان شنيدم چاپ كرده . هركس مقلد من است حرام است اين كتاب را بخواند . » « 1 » شدت ناراحتى آيت الله گلپايگانى به حدى بوده كه موقع حرف زدن تمام بدنش از روى عصبانيت مىلرزيد و ناگهان فرزندشان سيد مهدى فرياد مىزند كه آقا الان سكته مىكند . به هر حال اين درگيرىها تا جايى پيش مىرود كه باعث تضعيف نيروهاى مبارز مىشود . ساواك تهران در نامه‌ى ديگرى اين قضيه را دنبال كرد و به ساواك قم مىنويسد : « خواهشمند است دستور فرماييد در مورد تضعيف طرفين ( طرفداران خمينى و گلپايگانى ) ترتيبى اتخاذ گردد كه اختلاف موجود در اين زمينه گسترش يافته و بهره‌بردارىهاى لازم از اختلاف مذكور كسب گردد و نتيجه را اعلام نمايند . » « 2 » كتاب « شهيد جاويد » پس از انتشار ، نظرات متفاوتى از علما را به خود جلب كرد كه برخى در رد آن و بعضى ديگر در تأييدش اظهارنظر كردند و رفته‌رفته اين تضارب آرا به سطح منابر و مساجد كشيده شد و در آن زمان موضوع روز جامعه‌ى روحانيون گشت . هر چند نجف‌آبادى با انتشار اين كتاب اولا در بىاعتبار نمودن بسيارى از احاديث درجه دوم شيعه راجع به علم امام به شهادت خويش موفق گرديد ، ولى موضعش نهايتا آسيب‌پذير است زيرا اين رد و انكارش شايد آگاهانه با منابع دست اول شيعه در اين زمينه يعنى مجامع معتبر و مفصل كلينى ، شيخ طوسى ، شيخ صدوق و . . . كه بسيارى از احاديث در تأييد و تصريح به علم غيبت يا معرفت موهوب الهى امام راجع به امور گذشته ، حال و آينده دارند ، رودررو در مىآيد و ثانيا در آن موقعيت زمانى حساس كه عصر مبارزه عليه استبداد پهلوى بود و لازم بود كه وفاق بين طرفداران و حاميان اصلى مبارزه با رژيم حفظ شود ، چنين كتابى انتشارش ضرورت نداشت ؛ زيرا ساواك با مشاهده‌ى اين اختلاف كه در ابتدا از يك بحث كلامى فراتر نمىرفت از فرصت به دست
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . همان