سليقههاى شخصى ، جناحى و سياسى ، ولى مبتنى بر پژوهش و تحقيقات نظرى كه در چارچوب اهداف اديان الهى و برخاسته از ميدان پژوهش مىباشد .
در شرايطى كه اختلافات و فرقهگرايى و دينستيزى ناشى از قدرتطلبى ، استبداد ، تعصب و كينه است و برداشتهاى غير محققانه و غير متخصصانه مانع ديدن حقايق مىشود و دشمنان با استفاده از مطالب صاحبان قلم در حوزه و بعضا كسانى كه فقط از آيات و روايات برداشت سطحى و شخصى دارند ، دست به انحراف مىزنند ، مىتوان با فراهم آوردن فضاى علمى مطلوب به طور آزاد و عادلانه اين اختلافات را نابود يا لااقل كاهش داد و با تقويت ديدگاههاى علمى از طريق بحثهاى كارشناسى نه سليقگى ، بهترين جايگاه را براى حلوفصل اختلافات و مشكلات ايجاد كرد و براى جلوگيرى از سوء استفادهى دشمنان - دشمنانى كه مترصد هستند از اختلاف پيش آمده نتيجهى مطلوب را بگيرند - زمينهى محبت و انس و اخوت دينى را فراهم ساخت .
متأسفانه در سال 1347 چنين اختلافى بر اثر انتشار كتاب « شهيد جاويد » ميان طرفداران نظام اسلامى صورت گرفت . رژيم پهلوى بدون آنكه نيروهاى دلسوز انقلاب متوجه باشند ، از آن به نفع خود بهره بردند ؛ ازاينرو دانشمندان اسلامى در چنين مواردى بايد به كمك عقل به تأسيس قاعدهى رعايت « اهم و مهم » پرداخته ، مصلحت كمتر را فداى مصلحت بيشتر و بزرگتر بنمايند ، زيرا اين قاعده بسيارى از مشكلات را كه به نظر بعضى افراد قابل حل نيست ، حل مىكند .
از ميان كارهاى منتشر شده ، كتاب « شهيد جاويد » نوشتهى آقاى نعمت الله صالحى نجفآبادى است . با اينكه اين كتاب با عدم رضايت آيت الله گلپايگانى و آيت الله صافى گلپايگانى چاپ شد ، پس از انتشارش در سال 1347 بلا فاصله بحث و مناقشهى داغ در محافل دينى واقع شد و باعث درگيرى طرفداران امام خمينى قدّس سرّه و آيت الله گلپايگانى در مقطعى از تاريخ انقلاب شد ؛ ولى نظر روشنفكران و قلمزنان غيردينى را جلب نكرد . اين واقعيت خود نمايانگر شقاق و دو دستگى در حيات فرهنگى ايران در آن زمان است ؛ ولى به دنبال غوغايى كه در سالهاى بعد به سبب قتل شخصيتى دينى در اصفهان به نام آيت الله شمسآبادى درگرفت ( گفته مىشد كه قاتلان ادعا كردهاند از طرفداران نويسندهى كتاب « شهيد جاويد » هستند ) اين كتاب به ميزان زيادى در انظار
زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: محمد مهدى امامى
ص١١٨