تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

وارث فدك . . .

احمد كريمى
وارث « شهر فدك » دلخسته بود * بار هجرت را از اين جا بسته بود جام زهر درد او صد ساله بود * با « محمّد » ، با « على » همناله بود پيكرى در بورياى غصه مرد * داغ خود را بهر « زهرا » هديه برد گرچه بر اندوه او ياور نبود * هيچ‌كس را ، رفتنش باور نبود آه ، ديگر آسمان تاريك شد * « خط فقه سنّتى » باريك شد پيرعشق و پير فتوى و جهاد * عاشقان را در شبى تنها نهاد بعد او « فيضيه » را غربت گرفت * عالمى را صورت « لا صوّت » گرفت آسمان فقه مهتابى نشد * آب درياهاى علم آبى نشد حوزهء علميه بى « سلّار » شد * شهر « قم » بىسيّد و سالار شد كودك تنهايى و محروميت * شد « شهيد ثانى » مظلوميت السّلام اى « فاضل مقداد » ما * السّلام اى « كامل » و « ارشاد » ما السّلام اى عروة الوثقاى دين * آفتاب گنبد خضراى دين اى نشان در بىنشانى يافته * تار و پودت از « ولايت » بافته اى « جواهر » از كلامت پر « درر » * اى فقاهت از وجودت پرگهر آيه‌هاى آسمانى الوداع * روح ما گلپايگانى الوداع آن شب « معراج » تو مرموز بود * « ليلة الاسراى » تو جانسوز بود آه ، ما را « آذر » غم مىرسيد * در « جمادى » سنگ ماتم مىرسيد ما درون ناله‌ها گم مىشديم * با ملائك راهى « قم » مىشديم