دريغ از آن مناجات شبانه * خموش است آن نواى عاشقانه
كجا شد پيرخوبآسمانى * امين اللّه ما گلپايگانى
شبى كه روح ما از غم جدا شد * بسوى بىنهايت تا خدا شد
شبى كه « موسى » ام تا طور مىرفت * پدر با هالهاى از نور مىرفت
گل غربت درونم باز مىشد * تلاطم در جهان آغاز مىشد
هلا اى عرشيان قبّهء نور * نگهبانى كنيد از « سرّ مستور »
الا كرّبيان آگاه باشيد * پذيراى حبيب اللّه باشيد
عزيز ما صبورى پيشهاش بود * بلند اى فلك انديشهاش بود
عزيز مصر ما در چاه هرگز * خسوف اندر رخ اين ماه هرگز
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٢٢٤