داس مه در خاك گل كرده درو * در « هزار و سيصد و هفتاد و دو »
خون گل را خاك قم نوشيده است * ماه هم امشب سيه پوشيده است
مرگ آمد سنگ بر آئينه زد * يك نفر در آسمان بر سينه زد
شيعيان در اشك پرپر ميزنند * نوحه ميخوانند و بر سر ميزنند
شيعيان زنجير را برداشتند * نقش عشق و « پير » را برداشتند
شام ماتم روز زارى گشته است * سيل گل در كوچه جارى گشته است
صبح جمعه آسمان شبگير شد * « نوحه خواندن » فتوى « زنجير » شد
حرف هجران بر لبان پير بود * اين صداى شيون زنجير بود
بيرق غم بر سر كاشانههاست * بوسهء زنجير ، زخم شانههاست
فقه فرياد يتيمى مىزند * كلّمينى با كليمى مىزند
هين تسلّى از غم پيرش دهيد * هر كه اشكى ريخت زنجيرش دهيد
آه و هقهق - اشك و حسرت - سوز گشت * هجرت اين پير ، طاقت سوز گشت
هر كه عاشق شد حسينى مىشود * تسليت گوى خمينى مىشود
شب سيه پوشيده گريان ميرويم * خسته دل سوى جماران ميرويم
در « جماران » جاى پاى نائب است * « جمكران » مانده است « مهدى » غائب است
سرنوشت گل عروجى پرپر است * خيس از غم ، گونههاى رهبر است
زين سخن ايران سراسر كربلاست * مير ما سيّد على صاحب عزاست
مىرويم از درد و داغ اين زمان * پيش آقا مهدى صاحب زمان
آه آقا ما غريبان شبيم * دوستداران حسن و زينبيم
جان بىبىّ دو عالم فاطمه * پاك گردان اشك از چشم همه
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٢٢١