تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

فقه فرياد يتيمى مىزند . . .

مشهد مقدّس : شجاع الدين ابراهيمى
امشب از اندوه هجرانى پرم * از هجوم برف و عريانى پرم آسمان خالى شد از ماه دگر * كرد هجرت آية اللّه دگر برگ و برافكنده روى آسمان * يك درخت عشق در گلپايگان عشق ديده در شبى خاكسترى * هجرت و هجران پير ديگرى مىنشيند عشق بر درگاه آه * تا سحر امشب عزادار است ماه دست مرگ امشب گرفته جان گل * باغ خشكيده است در پايان گل دست مرگ از شاخه‌اى گل چيده است * آسمان سوگ كبوتر ديده است پير عشق و مهربانى رفته است * گريه كن گلپايگانى رفته است بوستان آينه گرديده تيه * ثلم الاسلام اذا مات الفقيه ساز مستى خارج از آهنگ شد * آسمان و آينه بىرنگ شد شك ندارم محشرى رخ داده است * آسمان روى زمين افتاده است باغم فقدان ، چگونه سر كنيم ؟ * كوچ گل را از چمن باور كنيم برگ و بارى نيست در باغ جهان * عشق ، روى گل نوشت امشب خزان شيعيان بر زخم دل زارى كنيد * برگ گل را آينه كارى كنيد آسمان ، آينهء بىتابى است * چشمها سرخ است ، دلها آبى است پلكها خانه تكانى مىكنند * نسل نسوان ، روضه خوانى مىكنند تشنگان را جامى از دريا دهيد * نوحه‌خوان را صدر مجلس جا دهيد مىزنم با واژه‌ها سنج عزا * واقفم از وسعت رنج شما
* * *
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 219 | على كريمى جهرمى