گل فتاد از دستهاى آسمان * در قريه ، « گوگد » گلپايگان
سال نورى ماه شمس مذهب است * سال هجرى را قمر بىعقرب است
گل به دنيا آمد و تاريخ گفت * در « هزار و سيصد و شانزده » شكفت
جان او زنده است با ياد « حسين » * سيّد عشق است اولاد « حسين »
مىرود از « گوگد » اين گلبان پاك * بهر كسب فيض در شهر اراك
اسوهء تقوى و زهد و فاطرى است * جرعه نوش راح فقه حائرى است
درد دين آويزهء دل مىشود * تا « هزار و سيصد و چل » مىشود
سنگر فيضيّه مهد راز شد * حوزهء علميهء قم باز شد
عارف حق عاشق گلچينى است * باغبان حوزههاى دينى است
از كيان شيعه باشد كيست او * وارث علم بروجردى است او
طيّب اللّه - چشم جانم روشن است * آينه - چون آية اللّه من است
چون نگينى در ميان مردم است * وقت تبعيد خمينى از قم است
هجرت خورشيد شد - هجران ماه * مسند فقه است او را تكيهگاه
متن دين را بر دل دريا نوشت * حاشيه بر « عروة الوثقى » نوشت
چهرهء ايمان و را شد ناصيه * بر وسيله او نوشته « حاشيه »
زير طوبى صبح در باغ بهشت * پير ، « توضيح المسائل » را نوشت
او اضافه كرد بر ميزان ، فصول * يك « صحيفه فقه » يك « دفتر اصول »
نهروان را بىخوارج كرد او * سالها تدريس « خارج » كرد او
شارح توحيد « تحريرات » اوست * وامدار فقه « تقريرات » اوست
خرقه خالى كرد از آيينه رفت * سوى جنّت در « شب آدينه » رفت
كرد شمع ديدهء آن شمس خوب * پنجشنبه هيجده آذر غروب
باغ گل در معرض ويرانى است * « بيست و چارم » از جمادى الثانى است
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٢٢٠