شخص در معرض يك امر مخوف و هراسانگيز واقع شود و از آن بگريزد ، در قرآن كريم كلمه « فرار » در موارد گوناگونى به كار رفته و در همهجا همين مطلب كه گفتيم ديده مىشود . مثلا موسى عليه السلام به فرعون مىگويد : « ففررت منكم لمّا خفتكم » « 1 » ( هنگاميكه از شما ترسيدم فرار كردم )
و در داستان اصحاب كهف مىفرمايد :
« لو اطّلعت عليهم لولّيت منهم فرارا و لملئت منهم رعبا »
« 2 » ( اگر آنان را مىديدى فرار مىكردى و ترس همهى وجودت را فرا مىگرفت ) .
و دربارهى كسانىكه از جنگ و جهاد شانه خالى مىكردند مىفرمايد :
« يقولون ان بيوتنا عورة و ما هى بعورة ان يريدون الّا فرارا »
« 3 » ( مىگويند خانههاى ما بلا دفاع است ، چنين نيست بلكه ازجنگ و جهادفرار مىكنند ) . و آيات ديگرى نيز مانن اينها در قرآن هست .
بنابراين در ميان روايات هيچ تعارضى نيست تا نوبت به رد يا قبول آن برسد ، بلكه يكدسته از آيات و روايات حرمت ربا را اثبات مىكند ، و يكدسته از روايات تقلّب در قانون ربا را منع مىكند ، و يكدسته از روايات فرار از مضيقه و مخمصه را تجويز مىنمايد .
توضيح مطلب آنست كه روايات تجويز بر سه قسم است :
يك قسمت رواياتى است كه در مورد « صرف پول » وارد شده ، چون در آن زمان درهم و دينار تفاوت قيمت داشته مثلا دينار دمشقى با دينار بصرى از نظر قيمت تفاوت داشته است ، و نيز درهم دمشقى با درهم بصرى از نظر قيمت فرق مىكرده است ، و به هنگام تعويض لازم بود مثلا صد دينار بصرى بدهند و نود دينار دمشقى بگيرند ، و اين كار از نظر اسلام ربا محسوب مىشد زيرا تفاض در
هامش
( 1 ) - سورهى شعرا آيهى 21
( 2 ) - سورهى كهف آيهى 18
( 3 ) - سورهى احزاب آيهى 13