به او چيزى مىدهيم و اگر از ما نخواهد خدا او را بىنياز مىسازد ) ، و او را به كار و هيزمكشى وادار نمود ، و طولى نكشيد كه او ثروتمند شد ؛ روزى بر شتر خود سوار بود و از مقابل پيامبر ( ص ) عبور مىكرد ، پيامبر ( ص ) همان جمله را تكرار كرد و سپس فرمود : اگر آن روز يك صاع جو به تو داده بودم الآن هم به آن نيازمند بودى !
خلاصه آنكه :
الفهر دولتى و از جمله دولت اسلامى به بودجه و ثروت نيازمند است تا هزينهى برنامهها را تأمين نمايد .
بهزينههاى دولتى دوگونه است ، يكى هزينهى امور لشكرى و كشورى ، سياسى ، علمى و اجتماعى و . . . يعنى هزينهى برنامههاى عمومى دولت . و ديگرى هزينهى امور اقتصادى جامعه جهت بالا بردن سطح زندگى افراد ، ايجاد توازن و تعادل در جامعه ، ايجاد كار براى كارگران و كارمندان ، نظارت همهجانبه بر جامعه و . . . دولت اسلامى بايد متكفّل مستضعفين باشد و سطح زندگى آنان را با سطح زندگى ديگران توازن و تعادل بخشد .
جاسلام كسى را كه قدرت كار دارد مستغنى مىداند ، و اجازهى استفاده از بيت المال را به او نمىدهد ، و اگر از بيت المال استفاده كند اختلاس كرده است . بنابراين اسلام تنبلساز و تنپرور نيست .
دحكومت اسلامى بر همهى قشرها و بر همهى شئون جامعه نظارت كامل دارد ، و با هرچه كه بر اقتصاد جامعه لطمه بزند بشدّت مبارزه مىكند ، و همچنانكه در مباحث گذشته گفتيم بر ثروتهاى طبيعى هم نظارت كامل دارد و مسئوليت مستقيم در بهرهبردارى از آنها بر عهدهى اوست ، چنان كه بر تجارات داخلى و
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٣