نيز جامعه بكوشد . در رواياتى كه « صاحب وسائل » در باب 9 و 24 و 41 از ابواب « مستحقّين زكات » در جلد 6 نقل كرده است اين مطلب به روشنى فهميده مىشود ، زيرا در بسيارى ازاينروايات اين جمله تكرار شده كه : « تعطيه حتى تغنيه » ( از بيت المال آنقدر به فقير بدهيد كه بىنياز شود ) .
و در برخى ازاينروايات ، اين جمله ديده مىشود : « قال و له هذه العروض فقال يا ابا محمّد فتأمرنى ان آمره ببيع داره و هى عزّه و مسقط رأسه ، او يبيع خادمه الذى يقيه الحر و البرد و يصون وجهه و وجه عياله او آمره ان يبيع غلامه و جمله و هو معيشته و قّوته بل يأخذ الزكوة فهى له حلال و لا يبيع داره و لا غلامه و لا جمله »
( ابو بصير گفت اوگيرنده زكاتاين ثروتها را دارد ، امام فرمود آيا مىگويى فرمان دهم كه خانهاش را كه مايهى عزت و جاى سكونت اوست بفروشد ؟ و يا خادمش را كه در گرما و سرما كمككنندهى او و مايه آبروى او و خانوادهاش مىباشد بفروشد ؟ و يا فرمان دهم كه غلامش و شترش را كه وسيله معيشت و روزى اوست بفروشد ؟ ! - خير لازم نيست هيچيك را بفروشدبلكه زكات بگيرد ، و زكات براى او حلال است و خانه و غلام و شترش را نفروشد .
و در برخى ازاينروايات مىخوانيم : « فليعطه ما يأكل و يشرب و يكتسى و يتزوّج و يتصّدق و يحجّ » ( از بيت المال به او بدهيدبراى مخارج ضرورى اواز خوراك و پوشاك و ازدواج - و براى مخارج رفاهى اوجهت دستگيرى از قرا و زيارت مستحبّى خانهى خدا )
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٠