حكومت اسلامى است كه جلو سوء استفاده را بگيرد مثلا كارگرى كه درآمد و توليد او در كارخانهاى هزار تومان است و او را به صدتومان اجاره نمايند اين گونه اجارهها اجحاف است - پيامبر گرامى اسلام و نيز اميرمؤمنان على صلى الله عليها بهنگام وفات ( يعنى در حساسترين وقت كه لازم است به حساسترين موضوعات سفارش نمايند فرمودهاند « من ظلم اجيره فعليه لعنه الله » هر كس به كارگرش ستم كند لعنت خدا بر او باد ) علاوه بر اين يكى از كارهاى حسبه كه سابقاً دربارهى آن سخت گفتيم نظارت بر نرخهاست و مهمتر از همه اينها حكومت اسلامى اصولًا براى آنست كه عدالت اجتماعى را در جامعه و بويژه ميان كارگر و كارفرما برقرار كند . به همين جهت در مباحث گذشته يادآور شديم كه از زيربناها و پايهاى اصلى و مهم اقتصاد اسلام نظارت ملى و حكومت اسلامى است و همهى قوانين چه اقتصادى و چه غيراقتصادى ، بدون نظارت ملى و حكومت ناقص بلكه از نظر قرآن بىاثر است « اليوم اكملت لكم دينكم - و ان لم تفعل فما بلقت رسالته - كنتم خيرامه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر » اگر به مصلحت اسلام و مسلمين باشد حكومت اسلامى مىتواند كارخانهها ملى اعلام كند ، مىتواند بهر نحو كه ممكن باشد و صلاح بداند جلو تمركز ثروت را بگيرد حكومت اسلامى بايد بر نرخها و كسبها و تجارتهاى داخلى و خارجى نظارت داشته باشد و اگر مصلحت ببيند چيزهايى مثل تجارت خارجى را به دولت اختصاص دهد و يا قراردادها را لغو كند .
حكومت اسلامى مىتواند در اموال ديگران تصرف كند و براى رفع فقر فردى يا اجتماعى از ثروتمندان اموالى را حتى اگر قهراً باشد - بگيرد ، مىتواند از احتكارها جلوگيرى كند ، از زمينها و مستغلات عمومى يا خصوصى براى ايجاد خيابانها و موسسات لازم عمودى استفاده نمايد .
حكومت اسلامى مىتواند مردم را به كار مخصوصى مثلًا زراعت
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩٩