تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
تكون تجاره عن تراض منكم »
« 1 » اى مؤمنان ، اموالتان را ميان خود به باطل نخوريد دادوستد شما دادوستد باطل نباشد - جز آنكه به صورت تجارت و يا رضايت طرفين باشد - دادوستد شما نزد عقلا صحيح و مانند تجارت باشد - ) . اسلام با قاطعيت راه استثمار فرد از فرد و درآمدهاى كلان بدون كار و زحمت را با ممنوعيت اين عناوين سه‌گانه بسته است . اسلام ، نهى از اين مكاسب محرمه جلوى عياشىها ، اسراف و تبذيرها را گرفته است و اتفاقاً قسمت عمده‌ى استثمار فرد از فرد ، تمركز ثروت ، فقر فردى و اجتماعى و تنبلى و به هدردادن وقت و عمر به همين امورىكه در عناوين سه‌گانه ياد كرديم مربوط مىشود و اقتصاد اسلام از آن‌ها بر كنار است .

ماليات و معاونتهاى اقتصادى

قسم ديگر از حدودوقيود اقتصاد اسلام آنهايى است كه جنبه‌ى مثبت دارد ، و اسلام با اعمال آنها جلو تمركز ثروت و فقر فردى و اجتماعى را مىگيرد ، و اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم . الف - واجبات مالى / از واجبات مالى در اسلام خمس و زكات است كه بطور اشتراك در اموال وضع شده و حاكم اسلامى مىتواند جبراً از افراد وصول نمايد يعنى حكومت اسلامى در اموال افراد شريك است . مقصود از خمس ماليات بر درآمد است : « واعلموا انما غنمتم من شيى فان‌لله خمسه . . . » « 2 » ( بدانيد آنچه استفاده بريد پنج يك آن مال خداست ) . و منظور از زكات ماليات بر توليد است :
« خذمن اموالهم صدقه »
« 3 » ( زكات مال آنان را بگير ) اينكه خمس و زكات به چه چيزهايى تعلق مىگيرد فعلًا از بحث ما بيرون است ، اجمالًا مىدانيم
هامش
( 1 ) . سوره‌ى نساء آيه 29 . ( 2 ) . سوره‌ى انفال آيه 29 . ( 3 ) . سوره‌ى توبه آيه 103 .