كه روايات اسلامى مىفرمايد اگر خمس و زكات پرداخت شود فقر در جامعه نخواهد بود ، و ما يكى از اين روايات را ذكر مىكنيم : زاره و محمدبن مسلم كه هر دو از فقهاء اسلامند از ششمين پيشوا و امام حضرت صادق عليه السلام نقل مىكنند كه فرمود : « انالله فرض للفقراء في مالالاغنياء ما يسعهم ولوعلم ان ذلك لايسعهم لزادهم ، انهم لم ياتوا من قبل فريضهالله عزوجل و لكن اوتوامن منع من منعهم لامما فرضالله لهم ولو انالناس ادوا حقوقهم لكانوا عايشين بخير » « 1 » ( خداوند در اموال بىنيازان براى نيازمندان به قدر كفايت معين كرده است و اگر مقدار معين شده كافى نبود خداوند بيش از آن مقدار تعيين مىكرد ، رنج فقرا از ناحيه قانون الهى نيست بلكه از ناحيهى كسانىكه حق آنان را نمىپردازند رنج مىبرند ، اگر مردم حق آنان را مىپرداختند حتماً آنان در رفاه و آسايش بودند ) اسلام از كسانى كه مسلمان نيستند و در پناه اسلام زندگى مىكنند نيز مالياتى به نام « جزيه » كه مالياتى سرانه است مىگيرد و مقدار آن بدست حكومت اسلامى است ، اقليتهاى مذهبى چون از مزاياى اسلام برخوردارند و از آنان خمس و زكات گرفته نمىشود بايد ماليات بپردازند و اين ماليات اگرچه در اموال آنان بطور شركت نيست ولى حكومت اسلامى حق دارد كه آن را ولو جبراً بگيرد ، و از همين قبيل است آنچه در فقه به نام « خراج » ذكر شده است و آن ماليات مخصوصى است كه بر زمينهايى كه اسلام توسط جنگ بر آنها مسلط شده تعلق مىگيرد و تعيين ميزان آن بدست حاكم اسلامى است ، و اگر بواسطهى جنگ نباشد در فقه به آن « فيئى » مىگويند و اختيار آن با حاكم اسلام است . انشاءالله در فصل مالكيت دولت بحث اينها و بحث اموال دولتى كه در فقه « انفال » ناميده شده خواهد آمد .
ب - مستحبات مالى : اسلام قوانين ديگرى نيز دارد كه براى رفع فقر
هامش
( 1 ) . وسائل جلد 6 روايت 2 از باب 1 از ابواب چيزى كه زكات در آن واجب است .