را حكم خدا مىدانند . بنابراين نه تنها فرارى در كار نيست بلكه حتى داماد به حجله رفته را به ميدان جنگ مىآورد و عروس حجله را به تشويق همسر براى جهاد وامىدارد .
اين خلاصهى برخى از امتيازهاى ويژهى جمهورى اسلامى و حكومت اسلام بود ، و در خاتمه لازم است مقايسهاى ميان حكومت اسلامى و حكومتهاى شرق و غرب به عمل آوريم :
از مباحثگذشته معلوم شد كه حكومت در اسلام اولًا وبالذات مخصوص خداى متعال است و ثانياً و بالعرض يعنى با نصب خداوند متعال ، از آن پيامبر ( ص ) و ائمه طاهرين ( ع ) است كه عالم به ما سوىالله و معصوم از خطا و گناهند .
و در مرتبهى سوم فقيه جامعالشرائط از طرف پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) حاكم است كه بازگشت آن به خداى متعال است . و اين حكومت گرچه خالى از اشتباه نيست زيرا فقيه همچون پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) معصوم و مصون از خطا نيست و در كارهاى او احتمال خطا وجود دارد ولى خالى از اشتباهات عمدى و استبداد و ظلم و تعدى است . علاوه براين چون كار به دست شوراى متشكل از افراد خبير و متدين و خيرخواه است و فقيه نظارت برآنان دارد اشتباهات غيرعمدى نيز در اين حكومت كم است ، و اين حكومت را بايد حكومت الهى ناميد زيرا انتخاب شخص زعيم و كارگزاران حكومت به دست مردم است ولى راهنماى مردم و تعيين نوع زعامت و نوع كارگزاران به دست خداى متعال است .
به عبارت ديگر از مباحث گذشته دريافتيم كه پروردگار جهان توسط پيامبر اسلام ( ص ) و ائمه طاهرين ( ع ) نوع حكومت در زمان غيبت را تعيين نموده است ، تا مردم در چارچوب آن نوع حكومت شخص حاكم - فقيه جامعالشرائط - و افراد طرف شور آن حاكم
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٥