تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مجلس شورى - را تعيين كنند و مجلس شورى افراد لايق را براى اداره‌ى مملكت - هيأت دولت - را معين سازد ، پس اين نوع حكومت دو بعدى است ، بعدالهى دارد و آن تعيين نوع حكومت است ، بعد مردمى دارد زيرا انتخاب افراد بدست مردم است . اما حكومتهاى به ظاهر دموكراتيك غربى : در آمريكا استبداد حزب صهيونيسم برسرنوشت ملت آمريكا سايه انداخته است ، هنگام انتخاب رئيس‌جمهور با تظاهر به انتخاب مردم و آزادى ناگهان از صندوق برون آيد آنكه يارپسندد . حزب بازيها ، ترور و كشتار علنى و مخفى ، رشوه دادنها و پول خرج‌كردنها حتى از طرف كشورهاى اقمار آمريكا و نوكران سرسپرده ( شاه مخلوع ايران در انتخاب گذشته‌ى آمريكا مليونها دلار براى تبليغات رئيس جمهورى سابق خرج كرد و چون نتيجه‌اى نگرفت و رئيس جمهورى فعلى برسر كارآمد روى خوشى به اين نوكر بدبخت نشان نداد ) - همه و همه چيزهايى است كه قابل انكار نيست . بهرصورت ما كه حكومت دموكراتيك در اين جهان سراغ نداريم ، اگر شما حكومتى را دموكراتيك مىدانيد معرفى كنيد تا به شما بگوييم كه اولًا اشتباه مىكنيد و ثانياً حكومت دموكراتيك بدون قيدالهى اشكالهايى دارد كه در مباحث گذشته - زيربنا و پايه‌ى 8 از زيربناهاى اقتصاد اسلام - ذكر كرديم . و ثالثاً اگر از همه‌ى اشكالها صرف‌نظر كنيم دموكراسى و حق حاكميت مردم فقط در تئورى و فلسفه‌ى سياسى وجود دارد و در عمل حق حاكميت از مردم سلب مىشود و قدرت سياسى و اجرايى كاملًا در دست يك يا چند نفر است و بعبارت ديگر حق حاكميت مردم صرفاً در دادن رأى و شركت در انتخاب خلاصه مىشود و بعداً حق حاكميت و اجراء امور بدست يك يا چند نفر مىافتد كه از خطا و تخلف از قانون