مصون نيستند ، و مردم از حاكميت بهرهاى ندارند ، و مىدانيم استيضاح حاكم نيز اگر طبق قانون اساسى عمل نكند بازىاى بيش نيست كه بدست چند نفر كه مصون از خطا و تخلف عمدى از قانون نيستند انجام مىگيرد .
و اما حكومتهاى شرقى : براساس ديكتاتورى حزبى بدون پردهپوشى و رياكارى است قدرت بدست هيأت رئيسه و دفتر مركزى حزب است و مردم به هيچ وجه حقاعمال قدرت ندارند .
اى كاش اين پردههاى آهنين و سيمهاى خاردار از ميان برداشته مىشد و جوانهاى فريبخوردهى ما از نزديك آن بهشت موعود و نوع حكومت سوسياليستى را مىديدند .
ما از صدها شاهد عينى به نقل يك عبارت از كتاب « بازگشت از شوروى » اثر آندرهژيد نويسندهى معروف فرانسوى اكتفا مىكنيم . ژيد از مدافعان سرسخت رژيم شوروى بود و با دعوت رژيم شوروى براى بازديد از آن كشور سفرى به شوروى رفت و در بازگشت كتابى به نام : « بازگشت از شوروى » نوشت و رژيم كمونيستى شوروى را رسوا ساخت . او مىنويسد :
« وقتى به خاك شوروى قدم گذاشتم ابتدا دربرخورد با معايب به خود فشار مىآوردم كه آنها را به نحوى توجيه كنم ولى حقائق تلخى مشاهده كردم كه هيچگونه راهى براى تبرئهى افكار گذشتهى خود نمىيافتم . . .
مشاهدهى زندگى مذلتبار كارگران مرا مات و مبهوت كرد ، چندينبار فرصت بدست آورده و خود را از دست مهمانداران رسمى خلاص نموده به كلبههاى بىفروغ كارگران كه در مجاورت كاخهاى سربه آسمان كشيده به لانههاى محقر شباهت داشت سرزدم ، آنگاه از مقايسهى زندگى مشقتبار و طاقتفرساى اين بيچارگان با جلال و
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٧