عظمت و آسايش و راحتى كاخ نشينان مجاور آنها دود از سرم بلند شد . . . مردم شوروى آنطورىكه من ديدم شبيه به ماشينهاى بىروح استحصالى شدهاند ، همه مجبورند كه يكنوع فكر كنند و آن هم طرز فكرى كه بوسيلهى دستگاه حاكمه تعيين مىشود .
هر روز صبح روزنامهى حزبى مطالبى را كه دفتر حزب يعنى دفتر رهبرى بدون معارض صلاح مىداند منتشر مىكند همه ناچارند كه برآن مطالب اعتقاد داشته باشند ، حدود فكر مردم نبايد از آن نوشتهها تجاوز كند ، در سراسر كشور پهناور شوروى بهركجا كه روى همه در درسهايشان را حاضرند ، همه يكجور حرف مىزنند يكجور فكر مىكنند و مردم مجاز نيستند كه در خارج از حدود آن نوشتهها چيزى به زبان بياورند . . .
در اين كشور آزادى كار ابداً وجود ندارد كارگران شوروى كه باصطلاح حكومت را به دست آوردهاند مانند غلامان زرخريد به كارخانهاى كه در آن كار مىكنند متعلق هستند و دهقانان هم به زمين اشتراكى خودشان بستگى اجبارى دارند فكر تغيير شغل براى هيچكس مجاز نيست ، چنين فكرى گستاخى است ، چنين فكرى ديگر حق حيات ندارد . . . آنگاه با اين وضع بايد به زندگى بخورونمير - روزى 5 روبل بسازد .
در مقابل بايد بگوييم در ضيافتهايى كه به خاطر من برپا مىشد در هربار مثلًا براى يك شام براى هريك نفر بيشتر از 200 روبل خرج مىشد نه خيال كنيد كه فقط چنين برنامهاى براى من كه مهمان بودم ترتيب داده شده بود گشادبازىها در زندگى روزانهى اولياء امور نظير همان مخارج بود . . .
استعفاء از حزب علاوه برآنكه موجب مىشود از كليهى مزايا
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٨