دولتى شانه خالى نمىكنند و باجان و دل به قانون عمل مىكنند و با كمال ميل از اوامر و نواهى دولت ، تبعيت مىكنند . ملت تا سرحد امكان كمك به چنين دولتى را فريضه مىدانند ، و نه تنها از اوامر و نواهى و پرداخت ماليات سرپيچى ندارند بلكه هرگونه كمك مالى و غيرمالى را وظيفهى خود مىدانند و با ميل و اخلاص انجام مىدهند .
4 - با حريت و آزادى انسانها صددرصد مطابقت دارد .
5 - اختلاس ، رشوهخوارى ، تكبر و تفرعن رؤسا ، ظلم و تعدى و . . . بطور چشمگيرى از ميان مىرود ، زيرا اولًا افراد لايق متدينى از خود مردم برسر كارها هستند و ثانياً قوهى كنترل كنندهاى بر دولت حكمفرماست و ثالثاً مقام كنترل كننده - فقيه جامعالشرائط عادل است ، تابع هوى و هوس نيست ، رياستطلب و دنيادوست نيست ، بلكه اگر گناهى از او سرزند ، اگر جاهطلب و رياستجو و دنيا خواه شد خودبخود از منصب حكومت منعزل است ، زيرا حكومت در اسلام حق فقيه عادل است .
6 - استبداد كه سرلوحهى مكتب سوسياليسم است ، - كه مىگويند يا مرگ يا تطبيق با مكتب ما ، هركس خود را با ما تطبيق ندهد يا خانى است بايد كشته شود يا ديوانه است بايد به بيمارستان برود - در كار نخواهد بود .
يكى از موثقين مىگفت خانم دكترى كه چند سال در بيمارستانهاى مسكو كار كرده برايش تعريف مىكرده است كه بارها افراد عالم عقل حتى پروفسورها را به بيمارستان مىآورند و به ما دستور مىدادند همچون بيماران روانى از آنان پرستارى كنيم و دواى ديوانگان به آنها بخورانيم ! ! چرا ؟ چون خود را با مكتب حزبحاكم تطبيق نمىدادند . . .
استعمار و استثمار كه رهآورد مكتب سرمايهدارى غربى است ، و
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥٣