قوانينى است برپايهى انسانشناسى و هيچچيز جز مصلحت در آن تأثير نداشته است .
از نظر اسلام نظام مالى سرمايهدارى و سوسياليسم و سائر مكتبها چون از سوى خداوند متعال نيست ، علاوه بر نقصهايى كه دارد شرك است و منافات باربوبيت تشريعى دارد .
اسلام معتقد است اگر در نظام مالى اسلام از ديدگاه ما نقصى به چشم آيد ، نقص نيست جهل ماست ، و « هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست » و تشريع خداوند براى كسى ناقص نيست .
مگر ممكن است انسانى كه به تعبير دانشمندان علمش در برابر جهلش ، قطرهاى است در مقابل دريا ، بتواند به كنه قوانين اسلام پى ببرد تا ادعا كند كه ناقص يا بىنقص است . .
تنها چون عقل ما اسلام را پذيرفته حكم مىكند كه آنچه اسلام فرموده صحيح و كامل و بىنقص است ، و اين قاعدهاى فقهى است كه « كلما حكم بهالشرع حكم بهالعقل » يعنى عقل بطور اجمال حكم مىكند چون اسلام از طرف خداى متعال وضع شده بنابراين كاملًا مطابق با واقع و مصلحت است .
قانون نظارت ملى
9 - يكى از زيربناهاى مهم اقتصاد اسلام « قانون نظارت ملى » است .
قانون نظارت ملى همان امر بمعروف و نهى از منكر است كه مسلمانان آن را از فروع دين مىشمارند ، و يكى از اصول مهم اسلام است .
بيش از پنجاه آيه در قرآن و هزار روايت در كتب روائى در مورد امر بمعروف و نهى از منكر است ، سورهى « والعصر » با تأكيد آن را