حاصل نمىشود ، اولياء دم هم اگر يقين دارند ، مىتوانند اعمال قسامه كنند ، ليكن به شرط وجود لوث .
سؤال 897 : آيا در فروض ذيل قصاص تبديل به ديه مىشود : الف : هرگاه قاتل پس از تسليم خود به اولياى دم ، به مرگ طبيعى از دنيا برود . ب : هرگاه قاتل توسط شخص ديگرى غير از اولياى دم به قتل برسد . ج : هرگاه قاتل با خود كشى و مانند آن ، به سوء فعل خود ، زمينه قصاص را از بين برده و خود را معدوم نمايد . د : آيا در فروض فوق ، فرقى بين قتل و جنايت كمتر از قتل وجود دارد ؟
( جواب ) : بسمه تعالى 1 - چون موضوع از بين رفته قصاص از بين رفته و شرط ديه هم كه توافق بر ديه باشد وجود ندارد .
2 - اگر قاتل كشته شده موضوع قصاص حتى در اطراف هم از بين رفته و حكم آن ، بدون موضوع است . و بنابراين در اين جهت فرقى بين قتل و عضو نيست .
سؤال 898 : 1 - اگر مردى ، همسر نابالغ خود را در حال زنا ببيند و وى را به قتل برساند و در دادگاه زناى همسر خود را ثابت كند ، آيا ديه و قصاص از او ساقط است يا به سبب آن كه زانيه شرعاً - به سبب عدم بلوغ مكلف نبوده ولذا - مهدور الدم نبوده ، شوهر به سبب قتل او محكوم به قصاص مىشود ؟ 2 - اگر مردى ، نابالغى را ببيند كه با همسرش زنا مىكند و در آن حال زانى را بكشد و در دادگاه زناى او را ثابت كند ، آيا ديه و قصاص از او ساقط است يا به سبب آن كه زانى شرعاً - به سبب عدم بلوغ مكلف نبوده است و لذا - مهدور الدم نبوده ، شوهر محكوم به قصاص مىشود ؟
( جواب ) : بسمه تعالى 1 - اگر خود را مجاز در قتل مىدانسته ، قصاص ندارد ليكن ديه دارد . 2 - مانند فوق مىباشد .
سؤال 899 : اگر كسى با يك ضربهى عمدى كه غالباً كشنده است موجب جنايتهاى متعدد بر اعضاى مجنى عليه شود ، به گونهاى كه موجب قتل مجنى عليه گردد ، بفرماييد ؛
الف ) در صورتى كه همه آسيبهاى وارده در تحقق قتل مؤثر بوده و موجب سرايت به نفس شده باشد ، آيا قصاص اطراف در قصاص نفس تداخل مىكند يا خير ؟
ب ) در صورتى كه محرز باشد كه برخى از اين آسيبها هيچ نقشى در سرايت به نفس نداشته و فقط برخى از اين آسيبها موجب قتل مجنى عليه شدهاند ، آيا جانى افزون بر
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٣٢