تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
2 - در مهدور الدم واقعى چون سابّ النبى قصاص ندارد ، ليكن تعزير هست كه چرا اين كار را كرد ، يعنى جنايت بر عضو نموده است . سؤال 894 : چنان‌چه شخصى اقرار به قتل عمدى كسى بنمايد ليكن جسد مقتول مفقود است و مقرّ اظهار مىدارد كه بدن مقتول را قطعه قطعه نمودم و در درون بيابانى ريخته‌ام و از زمان قتل تا به حال چندين سال نيز مىگذرد و آثارى از جسد مقتول به چشم نمىخورد . آيا مىتوان به اقرار مقرّ اخذ كرد و وى را قصاص نمود و قاضى نيز علم به خلاف اقرار ندارد . ( جواب ) : بسمه تعالى اگر شاكى دارد و پرونده نزد حاكم مطرح مىشود با اقرار ثابت مىشود . سؤال 895 : قتلى اتفاق افتاده است و قاتل ادعا مىكند كه در زمان ارتكاب جرم قتل نابالغ بوده است و قصاص منتفى است ؛ ولى شواهد و قرائن نشانگر آن است كه در حال قتل بالغ بوده است ؛ لطفاً بفرماييد : الف ) آيا خصوصيات قاتل نظير بالغ و عاقل بودن او در زمان قتل در مواردى كه لوث و قرائن بر وجود آن‌ها دلالت دارد با قسامه قابل اثبات است ؟ ب ) آيا خصوصيات مقتول مثل مجنون يا عاقل بودن او يا مرتد بودن او در زمان قتل با وجود لوث بر اين خصوصيات با قسامه قابل اثبات است ؟ ج ) آيا ادعاى اكراه بر قتل و جنايت از طرف جانى يا ادعاى عدم اكراه از طرف ولى دم با وجود لوث بر تحقق اكراه يا نفى آن از طريق قسامه قابل اثبات است ؟ ( جواب ) : بسمه تعالى لوث فقط در قتل نفس و يا در عضو است ، در موارد ديگر دليل ندارد و در نتيجه قسامه هم نيست . سؤال 896 : هرگاه لوث عليه چند نفر معين محقق شده باشد ، به عنوان مثال يك نفر عادل شهادت مىدهد كه من ديدم يك شخص نامعين از اين چهار نفر معين ، زيد را به قتل رساند ، در صورتى كه براى قاضى ظن به قاتل بودن يك نفر نامعين از آن چهار نفر به وجود آيد ، در دو صورت ذيل حكم مسأله را بيان فرماييد ؛ الف ) اولياى دم ، مدعىاند قاتل شخص معينى از آن چهار نفر است . ب ) اولياى دم ، تنها مدعىاند يكى ( يكى نامعين ) از آن چهار نفر قاتل است . ( جواب ) : بسمه تعالى الف ) اگر لوث براى شخص معين حاصل شود ، با قسامه قصاص مىشود . ب ) لوث حاصل نمىشود مگر با قرائنى و به صرف ادّعا لوث