اجماع مىكند . حضرت آيت اللّه العظمى خوئى همين روايت را برمىگزيند و وجه ترجيح آن بر ساير روايات را مخالفت آن با عامه معرفى مىكند .
با عنايت به اينكه در عصر حاضر كه مشاغل متحول و دگرگون شده است ، اشخاصى كه دچار آسيب ديدهگى در ناحيهء انگشتان شدهاند و داراى مشاغلى چون جراحى و خطاطى و . . . هستند ، اظهار مىدارند صدمه وارده ، به شغل آنها آسيب جدى رسانده است ؛ بفرماييد :
الف ) آيا مىتوان گفت تفاوت مطرح در معتبرهء ظريف ميان ابهام و ساير انگشتان ، به خاطر تفاوت در ميزان كارائى آنهاست ؟
ب ) بر اين اساس ، آيا مىتوان از انگشت ابهام الغاء خصوصيت كرد و اين تفاوت را در مورد ساير انگشتان نيز تعميم داد ؟ يعنى نسبت به خسارت وارده بر انگشتان با توجه به اهميت شغلى و ارزش هر انگشت عمل كنيم و به تعيين ديه و خسارات وارده بپردازيم ؟
جواب : 1 - ترجيح به شهرت بين اصحاب ، قبل از ترجيح به مخالفت با عامه است و بنابراين فرمايش مرحوم خوئى به نظر ما صحيح نمىرسد و كاش مىفرمود : اين معتبره اخص است و بدينجهت مقدم بر عمومات است ليكن از اينجهت هم با فرض اعراض مشهور ، به نتيجه نمىرسد .
2 - فكر نمىكنم اهميت شصت كمتر از ابهام باشد ، صرف نظر از اينكه هر يك از انگشتان در جاى خود فوائدى دارند كه گريزى از آنها نيست و اين مطلب معتبره را موهون مىسازد .
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٧٤