همچنين به محضر معظم له عرض مىشود كه برخى از مذاهب عامه ( شافعى ، مالكى ، حنبلى و ظاهرى ) همانند مشهور فقيهان اماميه بر اين باورند كه مرور زمان به تنهايى ، هيچ گونه تأثيرى در سقوط حدود ندارد . اما عدهاى ديگر يا به صورت مطلق ( ابن ابى ليلى ) و يا به شكل محدود ( ابو حنيفه : در صورت اثبات حدود از راه شهادت ) سقوط حدود را به علت سپرى شدن مدت زمان مشخصى پذيرفتهاند .
در ميان فقيهان اماميه ( حفظهم اللّه ) نيز هر چند برخى به استناد قاعدهء ( تدرء الحدود بالشبهات » معتقدند اگر در اثر مرور زمان حتى اگر « شك در تحقق توبه » هم ايجاد شود ، حد نبايد اجرا گردد ، باوجود اين مشهور علماى شيعه به استناد عموم و اطلاقات ادلهء اجراى مجازاتهاى شرعى و يا به كمك اصل استصحاب ، بر اين باورند كه مرور زمان به تنهايى هيچ گونه تأثيرى در سقوط مجازاتها به ويژه حدود ندارد .
با توجه به مقدمهء ياد شده ، خواهشمند است دربارهء پرسشهاى زير ما را راهنمايى كنيد :
الف ) آيا مرور زمان ( يا تقادم ) مىتواند موجب سقوط حدود شود ؟
ب ) آيا مرور زمان مىتواند موجب سقوط قصاص يا ديات شود ؟
ج ) تأثير مرور زمان بر سقوط تعزيرات چگونه است ؟
د ) آيا استناد به قواعدى مانند قاعدهء « درأ » و اثبات سقوط حدود به واسطهء احتمال توبه متهم يا مجرم ، درست است ؟
و ) آيا اصطلاح « مجازاتهاى بازدارنده » كه در ماده 17 قانون مجازاتهاى اسلامى مصوب 1370 ، نوع پنجمى از مجازاتها و در مقابل « حدود و قصاص و ديات و تعزيرات » نامبرده شده است ، ماهيتا چيزى غير از
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٧٧