منزل مولا تشريف آوردند و نشستند و بعد حسين كه خيلى كوچك بود آمد ، حسن و صديقهء طاهره نيز آمدند ، آن گاه مقدارى خرما و شير آوردند ، جلسهء انس خانوادگى بود ، دختر عزيزش ، و نوههايش مانند گل در كنارش هستند ، امّا خدا مىخواهد رياضت دهد ، لذا همين جلسهء انس را مبدّل به عزا مىكند ، آنها خرما را ميل كردند ، اسما مىگويد : من آب آوردم ، دستهايشان را شستند و هم چنان نشسته بودند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به مجرّد فراغتش از آن غذا ناگهان متوجّه نقطهاى شد ، هنوز لحظاتى از اين محفل انس نگذشته بود كه شروع كرد به گريه كردن . مولاى متّقيان عليه السلام مىفرمايد : به قدرى رسول خدا حتّى در ساعت انسش داراى هيبت بود كه ما نتوانستيم سؤال كنيم كه يا رسول اللَّه ! چرا گريه مىكنيد ؟ ولى حسين بن على كه پيامبر او را خيلى دوست مىداشت همين كه متوجّه شد جدّ بزرگوارش گريه مىكند ، دويد و رفت در آغوش پيامبر صلى الله عليه و آله و عرض كرد : « يا أَبَه ، لِمَ تبكي ؟ » پدر جان ! چرا گريه مىكنى ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله دستش را بر سر حسين عليه السلام گذاشت و فرمود : « بُورِكَ مِنْ مَولُودٍ ؛ چه مبارك مولودى است . » خدا مىگويد : من به تو تهنيت مىگويم براى داشتن چنين مولودى ، سپس به من فرمود بعد از تو همهء اينها بسيار گرفتار خواهند شد كه حتّى قبورشان نيز كنار يكديگر نيست ، آن بود ، - نور ديدهام - كه من گريه كردم . « 1 » اين رياضتى است كه خداى متعال ، خود براى پيامبرش فراهم مىسازد ، آنان كه گرفتارترند چه كسانى هستند ؟ الأنْبِياء ثُمَّ الأُوْلِياء ثُمَّ الأمثَلُ فالأمْثَلُ ؛ « 2 » ابتدا انبيا هستند ، سپس اوليا ، پس از آن به ترتيب هر كه بهتر باشد » پس اين گرفتارىها و مرضها براى اين است كه بشر را به كمال برساند .
هامش
( 1 ) . كامل الزّيارات ، باب 16 ، ح 7 . .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 252 ، باب شدة ابتلاءِ المومن . .