دنيا مايهء غرور
خداوند در دو جاى قرآن مىفرمايد :
« وَما الحَياةُ الدُّنْيا إِلّا مَتاعُ الغُرُورِ » . « 1 »
زندگى دنيا ، زبرجه و زينت دنيا چشمتان را بسيار گرفته ، امّا حقيقت غير اين است . اين زندگى دنيا با تمام جلال و جمالش چيزى جز مايه و متاع غرور نيست . آن فروشنده را در نظر بگيريد كه متاع معيوب و بدى دارد ، ولى ظاهر آن را آراسته است تا مشترى را فريب دهد . قرآن مىگويد : دنيا نيز به همين صورت متاع الغرور است و دوام و استقامت ندارد .
مولوى در اين باره مىگويد : اصل اين لذّات و خوشىها مربوط به عالم ديگرى است ، و حكما آن عالم را « عالم حقايق » و اين عالم را « عالم رقايق » گويند : رقايق ؛ يعنى پردهء نازك ، مولوى مىگويد : از خوشىهاى آن عالم سايهاى بر اين عالم افتاده است كه اين گونه شما را جذب مىكند ، ولى اين حقيقت ندارد . بلكه فقط براى اين است كه شما را پايبند كند . مولوى براى تمثيل آن عالم مىگويد : مرغى پرواز مىكند ، سايهء مرغ روى زمين مىافتد ، صياد ابلهى در آنجاست ، او به جاى آن كه تيرش را به طرف مرغ حقيقى كه در حال پرواز در هواست نشانه گيرد و آن را بزند ، سايهاش را هدف مىگيرد ، او خيال مىكند كه مرغ همان است ؛ زيرا حقيقت مرغ را نمىبيند ، او خود را بسيار به زحمت مىاندازد و تركشش را خالى مىكند ، ولى چيزى دستگيرش نمىشود ، اين است متاع الغرور :
مرغ بر بالا پرّان و سايهاش * مىدود بر خاك پرّان مرغ وَش
ابلهى صيّاد آن سايه شود * مىدود چندان كه بيمايه شود
بىخبر كه عكس آن مرغ هواست * بىخبر كه اصل آن سايه كجاست « 2 »
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 185 حديد ( 57 ) 20 .
( 2 ) مثنوى معنوى ، دفتر اول ، ص 13 .