يعنى واگذار كردن امور به خدا ، اگر سرّ يك قضيه را فهميديم چه بهتر ، و اگر نفهميديم اقتضاى عبوديّت اين است كه عرض كنيم : خدايا ! تو بهتر مىدانى ، قطعاً مصلحت من در نظام احسن عالم همين است كه تو مقدّر فرمودى .
[ حكما اين مسأله را مفصّل شرح دادهاند ] .
امام سجاد عليه السلام عرض مىكند :
وَلمّا أنت أعلمُ بِهِ غير متّهمٍ على خلقِكَ . « 1 »
خدايا ! علم تو بسيار بالاست ، تو از اسرار و كُنهِ قضايا و اوضاع مطّلع و برگذشته و آينده محيط هستى ، پس هيچ جاى تهمتى در ارادهء تو نيست كه گفته شود چرا اصفيا و خوبان مغلوب و خانه نشين ، ولى اشقيا و بدان زمام امور را به دست گرفتهاند و به قول دِعبل :
بنات زيادٍ فى القصور مصونةٌ * و آل رسول الله فى الفلوات « 2 »
دخترهاى زياد درون قصرها در نعمت و رفاهند ، ولى دختران پيامبر در صحراها اسير مىباشند .
ما نمىتوانيم اين مسائل را كشف كنيم ، همهء اينها روى يك مصلحت اتَمّ است ، حكما در اين باره گويند : « ليس في الإمكان أبدع مما كان ؛ بهتر از اين كه موجود است امكان ندارد » . « 3 » آيهء شريفه مىفرمايد : ما شما را آزمايش كرده ، طاغوتها را بر شما مسلّط مىكنيم تا معلوم شود چه كسى از شما مجاهد و چه كسى منافق است :
« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتّى نَعْلَمَ المُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصّابِرِينَ وَنَبْلُوا أَخْبارَكُمْ » . « 4 »
مثالى از كربلا
آيا در واقعه كربلا بدون آن صحنه ممكن بود مجاهدان واقعى مشخّص و
هامش
( 1 ) . صحيفهء سجاديه ، دعاى 48 . .
( 2 ) . ديوان دعبل ، ص 282 .
( 3 ) . البته اين تعبير از غزالى است . .
( 4 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 31 . .