دست مىدهى و عقلت نيز به هم مىخورد و بدن مريض مىشود .
خلاصه ، اين فخر رازى و آن محى الدين عربى ، آن هم غزالى و همچنين مولوى و امثال او ، به قدرى گمراهند كه ضلالتشان از عميقترين ضلالتهاست ، اينها كه هم در علم و هم در رياضت تلاش كردهاند ، گاهى هذيانهاى عجيبى مىگويند و تعريفهاى فراوانى از دشمنان خدا ، مانند طلحه ، زبير و معاويه مىكنند .
خواجه نصيرالدين طوسى مىگويد : « وَأَمّا مَنْ حارَبَ عَلِيّاً كَفَرَ ؛ آنان كه با على جنگيدند فاسق نيستند ، بلكه كافرند . »
از آنچه گفته شد چنين نتيجه مىگيريم كه تنها در اثر رياضت و بدون شناخت امام ، انسان به درجهء امثال طلحه ، زبير و معاويه مىرسد . بنابراين ، غير از تمسّك به امام معصوم هيچ گاه به صراط مستقيم راه نخواهيم يافت .
صراط مستقيم در روايات
اكنون مىپردازيم به چند مورد از رواياتى كه ائمهء اطهار عليهم السلام صراط مستقيم را به امام معصوم تفسير فرمودهاند :
1 . على بن ابراهيم قمى « 1 » در تفسير خود نقل مىكند :
عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال : وَاللَّهِ ، نَحْنُ الصِّراطُ الْمُسْتَقيمُ ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . على بن ابراهيم قمى يكى از علماى بزرگ قرن چهارم در قم مىباشد . و از آنانى است كه حامل حديث بودهاند ، او در اواخر زمان حضرت عسكرى عليه السلام مىزيسته و غيبت صغرى را نيز درك كرده است . تفسير قمى يك تفسير بوده و روايات آن نيز بسيار معتبر است . ايشان تضمين كرده است تمام كسانى كه در اين كتاب از آنها روايت مىكند ، ثقه هستند ، ( مورد اطمينان ) آيت اللَّه العظمى خوئى - رضوان الله عليه - در معجم رجال شيعه مىفرمايد : « هر كس در طريق روايات على بن ابراهيم در تفسيرش واقع شد ، ثقه است » . .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 29 . .