تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
فرموده‌اند ، زيرا اصل صراط با سين است ، « سَرَطَ الشيء أي ابْتَلَعَ » ، يعنى شىء را بلعيد ، چون به تصوّر مىآيد كسى در جاده‌اى رهسپار است ، گويا او راه را لقمه كرده و بلعيده است ، تا برسد به آخر راه ، و يا به عكس ، راه او را مانند لقمه مىكند و مىبلعد ، و لذا « الْتَقَمَ » نيز مىگويند . حال چرا سراط ، صراط شده است ؟ در اين جا بد نيست به اين نكته اشاره شود كه قطعاً خداوند بى دليل قرآن را با لغت عرب نازل نكرده است ؛ يعنى ممكن بود ، مثلًا قرآن با فرانسه يا تركى نازل شود ، ولى لغت عرب اين لياقت و اين امتيار را داشت كه آن همه معانىِ غير محدود در همين قالب ادا شود . در كلمهء سراط « سين » از حروف مهموسة ، ( مخفيه ) است . در حالى كه « صاد » از حروف مجهوره است ، يعنى آشكار گفته مىشود . اساساً اين حرف صدادار است . قُرّاء مىگويند : صفير دارد . حال چون « ط » از حروف مستعليه است كه بايد با شدّت و استعلا ادا شود ، لذا سين با آن سازگار نيست ، زيرا مهموس است ، از اين رو سين را مبدّل به صاد كرده‌اند ، تا اين كه اين دو حرف همجنس باشند ، و لذا صراط را هم مىشود با صاد گفت ، و هم به اعتبار اصلش عمداً يا غير عمد با سين گفته مىشود . صراط ، يعنى جاده ، يك جاده‌اى كه غير مُلتوى ، يعنى بدون انحراف و كجى ، صاف و مستقيم است .

تفسير آيه

قلب انسان هميشه آمادهء انحراف است و خطرناك‌ترين انحرافى كه اساس بدبختى انسان مىباشد ، انحراف در عقيده است ؛ انحرافِ پايدارى كه انسان به آسانى از آن رهايى نمىيابد . قرآن كريم دربارهء كسى كه دينى و عقيده‌اى را اختيار كرده است مىفرمايد :