براى ما نداشت ، ما استقامت مىكرديم ، در شعب ابى طالب و در آن هواى گرم ، در محاصرهء اقتصادى بوديم ، همراه با انواع توهين و تحقير ، ولى خدا ما را محكمتر مىساخت .
اين همان نورى است كه ما نيز در نماز آن را مىخواهيم « خدايا ! ما در دست شيطان و دشمن عاجزيم ، تو ما را موفّق كن تا بتوانيم استقامت كنيم » .
4 . هدايت و انكشاف بعد از موت ؛
اين مقدارى با حرف حكما منافات دارد ؛ آنها مىگويند : بعد از اين كه انسان از اين جسد خارج شد ، فعليّت آن ديگر تمام است ، البته رواياتى نيز در اين باره وارد شده است كه بايد دربارهء آيهء ذيل تأمل كنيم ، مىفرمايد :
« الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ * سَيَهْديهِمْ وَيُصْلِحُ بالَهُمْ * وَيُدْخِلُهُمُ الجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ » . « 1 »
آنان كه در راه خدا ، كشته شدند هرگز خداى متعال اعمال آنها را باطل نمىكند ، به طورى كه اعمالشان به ثمر ننشيند ، آنها را [ كه كشته شدهاند ] بعد از مرگ هدايت مىكند ، قلب هايشان را بسيار خوب درست مىكند ، ولى چگونه ؟ آن شهيد در راه خدا كه در دوران جوانى از جان عزيزش گذشته است ، حال چگونه خدا قلب او را اصلاح و خود او را هدايت خواهد كرد ؟ او را وارد بهشت مىكند و مىگويد : بيا كه اين راه به منزل تو مىرود . چه منزل باشكوهى ! تو قدر اين منزل را نمىدانى . آن معمار الهى بوده كه اينها را درست كرده است . در اين جا ما نمىتوانيم آن عظمت را با فهم قاصر خود درك كنيم .
تصور ما نسبت به آن مانند تصوّر يك كودك نابالغ از عوالم بعد از بلوغ است ؛ به عنوان مثال ، دربارهء كسانى كه براى نماز شب ، از رختخواب خود بلند مىشوند ، خدا مىفرمايد :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيات 4 - 6 . .