رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » . « 1 »
خداوند در اين آيه نفرموده است : « يَقومونَ عَن مَضاجِعِهِم ؛ از رختخوابشان برمى خيزند » بلكه مىفرمايد : آنها پهلو تهى مىكنند و با نگرانى از رختخوابشان بلند مىشوند و با خداى خودشان راز و نياز مىكنند ، اينجاست كه هدايت ديگرى لازم است . مىفرمايد : مگر كسى مىتواند بداند كه ما براى او چه چيزى آماده كردهايم ؛ يعنى الآن چشمانشان ، فهمشان و مغزشان قدرت درك آنها را ندارد ، ولى ما در آن جا آنان را هدايت خواهيم كرد تا بدانند .
خلاصه ، يك هدايت ديگرى است كه الآن چگونگى آن را فقط انبيا مىدانند ، كه آنها چه ارتقاى مقامى و اتصالى به خدا پيدا خواهند كرد . اگر عقل همهء فلاسفه از اوّلين تا آخرين جمع شود نمىتواند بفهمد ، پس بايد به آن جا رفت و ديد . سعدى اين معنا را در شعرش چنين تلميح نموده است :
يكى خار پاى يتيمى بكند * بخواب اندرش ديد صدر خُجند
همى گفت و در روضهها مىچميد * كز آن خار بر من چه گلها دميد « 2 »
او با تواضع يتيم را گرفت و خارى كه در پايش رفته بود كَند ، بعد از مدتى كه وفات كرد صدر خجند وى را در خواب ديد ، در حالتى كه در باغهاى بهشت مىچميد و سير مىكرد و بسيار خوشحال بود . او گفت : آن خار بود ، امّا ببين چه گلها از آن خار روييد ، حال نسبت آن گلها با اين خار چيست ؟ اين را فقط خدا مىداند ، اين نيز يك هدايت تكوينى يا هدايت الهى است .
صراط
صراط با سين نيز خوانده مىشود ( سراط ) . كتابهاى فقهى نيز تصحيح
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيات 16 و 17 . .
( 2 ) . سعدى ، بوستان ، باب دوم .