تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

جسارت ابن حوزه و هلاكتش در اثر دعاى امام عليه السلام

مردى از قبيله بنى تميم كه نامش عبداللَّه بن حوزه بود آمد در مقابل امام حسين عليه السلام ايستاد و صدا زد : يا حسين ياحسين ، امام فرمود : « چه مىخواهى ؟ » ابن‌حوزه گفت : بشارت باد بر تو به آتش ! امام فرمود : « هرگز ! من بر پروردگار مهربان و شفيع و فرمانروا وارد مىشوم . » « 1 » بعد حضرت پرسيد : اين كيست ؟ اصحابش گفتند : « ابن حوزه » است . امام عرضه داشت : « ربّ حزه الى النار ؛ پروردگارا ! او را در آتش جاى ده . » در اين حال اسب ابن حوزه او را تكانى داد و در نهرى انداخت در حالى كه پاى چپش در ركاب گير كرده بود و پاى راستش بالا بود كه مسلم بن عوسجه شمشيرى به او زد و پاى راستش را پراند ، و اسب او را كشاند و سر او را به هر سنگ و درختى كوفت تا اين كه جان داد و روحش به سوى آتش شتافت . « 2 » برادر مسروق بن وائل از قول مسروق نقل مىكند كه من در جلو سوارانى بودم كه به جنگ حسين عليه السلام رفتند . پيش خود مىگفتم در پيشاپيش لشكر باشم شايد به سر حسين عليه السلام دسترسى پيدا كرده و بدين وسيله در نزد ابن زياد موقعيتى كسب كنم . او مىگويد وقتى رسيديم يك نفر از ميان لشكريان كه او را ابن حوزه مىگفتند پيش رفت و گفت : حسين در ميان شما است ؟ امام سكوت كرد . او دو مرتبه سخن خويش را تكرار كرد . باز امام عليه السلام ساكت بود . بار سوم امام فرمود : بگوييد : « اين حسين است ، چه كار دارى ؟ » « 3 » ( آن بىشرم ) گفت : مژده باد به آتش . امام فرمود : « دروغ گفتى ، من نزد پروردگار بخشنده ، شفيع و مطاع مىروم ، تو كيستى ؟ » « 4 » گفت : من
هامش
( 1 ) . كلّا إنّي أقدم على ربّ رحيم و شفيع مطاع . ( 2 ) . الطبري : 4 / 327 . ( 3 ) . نعم هذا حسين فما حاجتك ؟ ( 4 ) . كذبت بل . قدم على رب غفور و شفيع مطاع فمن انت