اگر پادشاهان جاودانه مىشدند ما همچنين مىشديم
و اگر كريمان باقى مىماندند ما هم مىمانديم
به سرزنشگران ما بگو كوتاه بيايند
كه همانند ما با مرگ روبرو خواهند شد . » « 1 » سپس فرمود : « شما بعد از اين چندان نخواهيد پاييد مگر به اندازه يك تركتازى تا اين كه آسياى زمانه بر شما بچرخد و محور آن شما را در ناراحتى و اضطراب قرار دهد . اين عهدى است كه پدرم از جدّم رسول خدا برايم بيان كرده ، « اكنون شما فكرهايتان را روى هم بگذاريد و يارانتان را گرد آوريد تا كار بر شما پوشيده نباشد آن گاه به من رو آوريد و مهلت ندهيد » ، « من بر خدا توكّل كردم و هيچ جنبندهاى نيست جز اينكه او مهار هستىاش را در دست دارد ، همانا پروردگارم بر صراط مستقيم است . »
خداوندا ! باران آسمان از ايشان باز دار و به قحطى - همانند قحطى زمان حضرت يوسف - گرفتارشان كن و بنده ثقيف را بر ايشان مسلط گردان تا جام زهر بديشان بچشاند ، چرا كه ما را تكذيب كردند و از يارى ما دست برداشتند ، تو پروردگار مايى به تو روى مىآوريم و بازگشت به سوى توست . » « 2 » به نقل ابن شهر آشوب در پايان خطبه فرمود : « عمر بن
هامش
( 1 ). فإن نهزم فهزامون قدماً * و إن نغلب فغير مغلبينا
و ما إن طبنا جبن و لكن * منايانا و دولة آخرينا
إذا الموت رفع عن أناس * كلاكله أناخ بآخرينا
فأفنى ذلكم سروات قومي * كما أفنى القرون الأولينا
فلو خلد الملوك إذاً خلدنا * ولو بقي الكرام إذاً بقينا
فقل للشامتين بنا أفيقوا * سيلقى الشامتون كما لقينا( 2 ) . أما واللّه لا تلبثون بعدها إلا كريث ما يركب الفرس حتى يدور بكم دور الرحى و يقلق بكم قلقالمحور ، عهد عهده إليّ أبي عن جدي « فأجمعوا أمركم و شركائكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إليّ و لا تنظرون . » ( يونس : 71 ) « إنّي توكلت على اللّه ربي و ربكم ما من دابة إلا هو آخذ بناصيتها إن ربي على صراط مستقيم . » ( هود : 56 ) اللهم احبس عنهم قطر السماء وابعث عليهم سنين كسنين يوسف و سَلّط عليهم غلام ثقيف يسومهم كأساً مصبرة ، فإنهم كذّبونا و خذلونا و أنت ربنا عليك توكلنا و إليك أنبنا و إليك المصير . الملهوف : 155 - 157 .