تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چشمه سار كوثر ( سخنان دختران پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
در حقيقت جلد خود بدريده‌اى * گوشتت با تيغ خود ببريده‌اى زود باشد بر خدا وارد شوى * مصطفى را خصم در موعد شوى در خصومت حكم فرمايد خدا * در ميان ذات تو و آن مقتدا از همهء اين فتنه‌ها كانگيختى * وز همه خون كش بناحق ريختى و آنچه كردى ظلم اندر عترتش * هم دريدى آنچه را از حرمتش جمله را پرسند وخواهندى جواب * روز عدل وانتقام است و حساب و آن شهيدانى كه اندر ارض طَف * جان سپردندى به صد عزّ و شرف هم مپندار آنكه ايشان مرده‌اند * رخت سوى دار رضوان برده‌اند وانكه در راه خدايش ريخت خون * زنده‌اند و عند ربّ يُرزقون مر تو را كافيست حاكم آن خدا * هم خصيمى چون رسول مقتدا هم ظهيرى پشت خواه صالحين * همچو پيك وحى جبريل امين زود باشد داند آنكس كز حِيَل * كرده تمهيد اساست اى دغل مر تو را بنهاد محكم اين اساس * داد تمكينت ز گردنهاى ناس ظالمان را نيست جز بِئس البَدَل * إنّكم شرٌّ مكاناً وأذلّ گر چه بنمودى دواهى و فتن * مر مرا با چون تو رذلى هم سخن ليك بس كوچك شمارم قدر تو * نشمرم چيزى سرير و صدر تو مر نكوهش را كنم بارى سترگ * تا كند سر كوبت آن گفت بزرگ
سرزنش بسيار گويم مر تو را * تا كنم شرمنده‌ات بين الورى ليك از اين غم سينه‌ام حرّى استى * و از مصائب ديده‌ام عبرى استى