تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
شرح
قطع نمىكنند ؛ هر چيزى مانند سنگ مرمر نيز همين حكم را دارد . در روايت قبل نيز بنا بر نقل مرحوم صدوق « كثر » به « جمار » معنا شده بود . به هر حال ، با توجّه به دو توجيه و جوابى كه در روايت گذشته داديم ، اين روايت نيز كنار مىرود . 4 - محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن محمّد بن يحيى الخزّاز ، عن غياث بن إبراهيم ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، أنّ عليّاً اتي بالكوفة برجل سرق حماماً فلم يقطعه ، وقال : لا أقطع في الطير . « 1 » فقه الحديث : امام صادق عليه السلام فرمود : مردى را در كوفه نزد امير مؤمنان عليه السلام آوردند كه پرنده‌اى را دزديده بود ، امام دستش را نبريد و فرمود : در مورد پرنده دست قطع نمىكنم . اگر در اين روايت ، علّت را بيان نمىكرد ، مىگفتيم : شايد كبوتر در حرز نبوده ، و يا قيمتش به ربع دينار نمىرسيده است ؛ از اين‌رو ، قطع نكرده است ؛ ليكن امام عليه السلام علّت را بيان فرموده كه : « لا أقطع في الطير » من در سرقت طير دست نمىبرم ؛ يعنى قطع دست در مورد سرقت طير نيست ؛ هرچند در حرز باشد و قيمتش به ربع دينار هم برسد . 5 - وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن النّوفلي ، عن السّكوني ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : قال أمير المؤمنين عليه السلام : لا قطع في ريش يعني الطير كلّه . « 2 » فقه الحديث : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : در ريش يعنى در سرقت پرندگان ، قطع دست نيست . هرچند روايت از سكونى است ، ليكن در اين مقام ، متفرّد به نقل نيست و روايت غياث بن ابراهيم نيز بر همين مطلب دلالت دارد . مرحوم محقّق در شرايع « 3 » نكته‌ى عدم فتوا به اين دو روايت را ضعف سندشان دانسته است ؛ در حالى كه روايت غياث ، معتبر و راويانش ثقه هستند . از طرفى ، مشهور بر طبق اين دو روايت فتوا نداده‌اند و ملازمه‌اى بين باب سنگ مرمر با طير نيست ؛ زيرا ، در آن باب ، سكونى متفرّد بود ؛ ولى در اين باب متفرّد نيست . بنابراين ، نمىتوان در مورد پرنده فتوا به عدم قطع داد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 516 ، باب 22 از ابواب حدّ سرقت ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ح 2 . ( 3 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 954 .