شرح
به خاطر نبش قبر و دزديدن كفن ببريد و بر او حدّ زنا بزنيد ؛ اگر محصن است ، او را سنگسار كنيد ؛ و اگر زناى معمولى است ، به او صد تازيانه بزنيد .
1 - محمّد بن محمّد النعمان المفيد في كتاب ( الإختصاص ) ، عن عليّ بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، قال : لمّا مات الرّضا عليه السلام حججنا فدخلنا على أبي جعفر عليه السلام وقد حضر خلق من الشّيعة - إلى أن قال : فقال أبو جعفر عليه السلام :
سئل أبي عن رجل نبش قبر امرأة فنحكها ، فقال أبي : يقطع يمينه للنبش ويضرب حدّ الزنا ، فإنّ حرمة الميتة كحرمة الحيّة .
فقالوا : يا سيّدنا تأذن لنا أن نسألك ؟ قال : نعم ، فسألوه في مجلس عن ثلاثين ألف مسألة ، فأجابهم فيها وله تسع سنين . « 1 »
فقه الحديث : ابراهيم بن هاشم مىگويد : پس از شهادت امام رضا عليه السلام به حجّ مشرّف شديم و به حضور امام جواد عليه السلام رسيديم . گروهى از شيعه آنجا حاضر بودند - روايت مفصّل است - امام جواد عليه السلام فرمود : شخصى از پدرم امام رضا عليه السلام پرسيد : مردى قبر زنى را شكافت و با او مجامعت كرد ؟ پدرم فرمود : دست راستش را براى نبش قبر مىبرند و به او حدّ زنا مىزنند ؛ زيرا ، احترام ميّت همانند احترام زنده است .
شيعهى حاضر در مجلس براى پرسيدن مشكلات از آن حضرت اجازه گرفتند و در يك مجلس سى هزار مسأله پرسيدند . امام جواد عليه السلام به آنها پاسخ داد در حالى كه از سن مباركش بيش از نه سال نگذشته بود .
دربارهى قسمت اخير روايت و پاسخ به سى هزار سؤال در يك مجلس ، بزرگان توضيحاتى دادهاند كه به بحث ما مربوط نمىشود .
كيفيّت دلالت : اين دو روايت بر مطلوب ما به خوبى دلالت دارد ؛ ليكن در مقام ما روايتى است كه صاحب جواهر رحمه الله آن را ذكر نكرده و با آنچه گفتيم منافات دارد :
وعنه ، عن عليّ بن محمّد القاساني ، عن القاسم بن محمّد ، عن سليمان بن
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 511 ، باب 19 از ابواب حدّ سرقت ، ح 6 .